corps

base info - اطلاعات اولیه

corps - سپاه

noun - اسم

/kɔːr/

UK :

/kɔː(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [corps] در گوگل
description - توضیح
example - مثال

  • فرمانده سپاه سوم ارتش

  • a multinational corps under UK command


    یک سپاه چندملیتی تحت فرماندهی بریتانیا

  • He's in the Royal Army Medical Corps.


    او در سپاه پزشکی ارتش سلطنتی است.

  • the Army Corps of Engineers


    سپاه مهندسین ارتش

  • a corps of trained and experienced doctors


    مجموعه ای از پزشکان آموزش دیده و مجرب

  • Local people worked alongside an international corps of volunteers.


    مردم محلی در کنار یک سپاه بین المللی از داوطلبان کار می کردند.

  • He's a gunner in the US marine corps.


    او یک توپچی در تفنگداران دریایی ایالات متحده است.

  • the elite corps of the Sultan's army


    سپاه زبده ارتش سلطان

  • the Royal Army Medical Corps


    سپاه پزشکی ارتش سلطنتی


  • سپاه اطلاعات

  • the diplomatic corps


    هیئت دیپلماتیک

  • the press corps


    سپاه مطبوعات

  • A corps of technicians is accompanying the band on their tour.


    گروهی از تکنسین ها گروه را در تور خود همراهی می کنند.

  • The diplomatic corps in Washington includes representatives of most of the countries in the world.


    هیئت دیپلماتیک در واشنگتن شامل نمایندگان اکثر کشورهای جهان است.

  • the Marine Corps


    سپاه تفنگداران دریایی

synonyms - مترادف

  • باند


  • بدن


  • شرکت

  • contingent


    مشروط


  • خدمه

  • detachment


    کناره گیری


  • تقسیم

  • regiment


    هنگ

  • squad


    تیم

  • squadron


    اسکادران


  • گروه


  • واحد


  • گردان

  • battalion


    پادگان

  • garrison


    بخش


  • تیپ

  • brigade


    برادری

  • brotherhood


    انجمن


  • معاشرت

  • fellowship


    زور


  • دسته

  • fraternity


    بسته


  • مهمانی - جشن


  • جوخه


  • در اختیار داشتن


  • سودمندی

  • platoon


    حرفه

  • posse


  • sodality


  • troupe


  • vocation


antonyms - متضاد

  • ارتباط


  • شخصی


  • کل

  • one


    یکی


  • علاقه

  • compassion


    رحم و شفقت - دلسوزی

  • linkage


    پیوند

  • sympathy


    ابراز همدردی

  • kindness


    مهربانی

  • merger


    ادغام


  • ترکیبی

لغت پیشنهادی

unregistered

لغت پیشنهادی

abiding

لغت پیشنهادی

deniability