forth
forth - به پیش
adverb - قید
UK :
US :
بیرون رفتن از یک مکان یا نقطه و حرکت به جلو یا خارج
رودخانه ای در جنوب مرکزی اسکاتلند که به فیرث فورت و دریای شمال می ریزد.
(از یک مکان) بیرون یا دور، یا (از نقطه ای در زمان) به جلو
به طوری که بتوان آن را دید یا شنید
پس از یک شب بی خوابی استاوروگین به راه می افتد.
چه وحشت هایی را به همراه خواهد داشت؟
برای جابهجایی بین دو سند، Shift-F3 را فشار دهید.
مردان از صف و دسته رفت و آمد می کردند.
گلوله های بیشتری جلوی کلبه را پاشیدند و خطوط سنگی را به جلو و عقب سوراخ کردند.
آنها به جنگ رفتند.
She hovered back and forth just barely above the ground often returning to the same area again and again.
او به سختی بالاتر از سطح زمین به عقب و جلو معلق بود و اغلب بارها و بارها به همان منطقه برمی گشت.
They created an egg from which came forth the sun who fashioned mankind and gave order to the world.
آنها تخمی آفریدند که خورشید از آن بیرون آمد و بشر را شکل داد و به جهان نظم بخشید.
او قهرمان شکاکان است و با برافراشتن بنرهایش به میدان میآید.
سحرگاه به راه افتادند.
دودکش های عظیم دود و کثیفی بیرون می آوردند.
آب از سوراخی در صخره فوران کرد.
ما درباره همه چیز بحث کردیم - چه زمانی برویم، چه چیزی را ببینیم و غیره.
کشتی های رفت و برگشت بین جزایر
از آن روز به بعد او به من دوستی و تشویق بی پایان داد.
فیلم بین این دو داستان کوتاه می شود.
چهارم جولای روز استقلال در ایالات متحده است.
یک چهارم از پیستهای اسکی در رشتههای آلپ ممکن است امسال برف کافی نداشته باشند.
آنها در اوایل ژوئن به سفر خود رفتند.
از آن روز به بعد دیگر هرگز مشروب نخورد.
یک دور تشویق بلند شد.
backward
به عقب
پشت
بازگشت
rearward
عقب
aback
متعجب
astern
دور
به سمت عقب
backwards
به سمت پشت
rearwards
خاموش
hindwards
به پهلو
به طرفین
به صورت جانبی
جانبی
دور و بر
sideward
گذشته از
sidewards
گرد
sideways
خرچنگ
laterally
به کنار
sidewise
به سمت یک طرف
دور زدن
به یک طرف
crabwise
turning aside