actualize
actualize - بالفعل کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای تحقق بخشیدن به یک برنامه یا آرزو
چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد یا به دست آید واقعاً اتفاق بیفتد یا به دست آید
For example male and female is not a relationship; there must exist love or desire to actualize and sustain the relationship.
مثلاً زن و مرد یک رابطه نیست. باید عشق یا تمایلی برای به فعلیت رساندن و حفظ رابطه وجود داشته باشد.
The difficulty in actualizing this ambiguity in script form is the reason I initially turned down the job.
مشکل در واقعی کردن این ابهام در فرم فیلمنامه دلیلی است که من در ابتدا کار را رد کردم.
گاهی اوقات اشتباهات گام های ضروری برای تحقق اهداف شما هستند.
به نظر می رسد
شروع کنید
materialiseUK
materialiseUK
materializeUS
materializeUS
بوجود امدن
شروع
commence
آغاز شود
originate
سرچشمه
dawn
سپیده دم
فرم
بهار
زنگ تفريح
engender
ایجاد کند
realiseUK
RealiseUK
realizeUS
realizeUS
incarnate
مجسم کردن
reify
reify
اثر
نمایندگی کند
symboliseUK
نماد انگلستان
symbolizeUS
نماد ایالات متحده
انجام دهد
objectify
عینیت بخشیدن
تولید کردن
تصویر کشیدن
effectuate
مؤثر کردن
مهندس
تنظیم
واقعی کردن
بتن ساختن
cease
دست کشیدن
پایان
متوقف کردن
شکست
تمام کردن
نتیجه گرفتن
عبور
terminate
خاتمه دادن
discontinue
منقضی شود
expire
ناپدید می شوند
حل کن
سپری شدن
elapse
مکث
halt
کامل
رها کردن
حل کردن
dissolve
بستن
تعلیق کند
lapse
متوالی
suspend
برطرف کردن
desist
ترک کردن
surcease
زنگ تفريح
مسیر خود را اجرا کند
از بین رفتن
بسته بندی کردن
باد کردن
perish
بسته شدن
ناپدید شدن
vanish
