aerobics

base info - اطلاعات اولیه

aerobics - ایروبیک

noun - اسم

/eˈrəʊbɪks/

UK :

/eəˈrəʊbɪks/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aerobics] در گوگل
description - توضیح

  • یک نوع تمرین بدنی بسیار فعال که معمولاً در یک کلاس با موسیقی انجام می شود

  • energetic physical exercises, often performed with a group of people to music that make the heart lungs, and muscles stronger and increase the amount of oxygen in the blood


    تمرینات بدنی پرانرژی که اغلب با گروهی از افراد همراه با موسیقی انجام می شود، قلب، ریه ها و ماهیچه ها را قوی تر می کند و میزان اکسیژن خون را افزایش می دهد.

  • energetic physical exercises that make the heart lungs, and muscles stronger and increase the amount of oxygen in the blood


    تمرینات بدنی پرانرژی که قلب، ریه ها و ماهیچه ها را قوی تر می کند و میزان اکسیژن را در خون افزایش می دهد.

  • On my right there was a waist-high wall overlooking an aerobics class in full swing one floor below.


    در سمت راست من، یک دیوار تا کمر مشرف به کلاس ایروبیک بود که در یک طبقه پایین تر در حال چرخش بود.

  • He started running an aerobics session in a church hall in Neasden, North London, and soon expanded.


    او شروع به اجرای یک جلسه ایروبیک در سالن کلیسایی در Neasden در شمال لندن کرد و به زودی گسترش یافت.

  • My mum's started going to an aerobics class.


    مامانم شروع کرد به کلاس ایروبیک رفتن.

  • If it rains, the programme will be aerobics, papiermâché mask making, craft work and painting etc.


    اگر باران ببارد برنامه ایروبیک، ساخت ماسک پاپیرماشه، کاردستی و نقاشی و غیره خواهد بود.

  • I do aerobics twice a week.


    هفته ای دوبار ایروبیک می کنم.

  • If it's raining, aerobics will be followed by table tennis and craft work.


    اگر باران ببارد، ایروبیک با تنیس روی میز و کار دستی دنبال می شود.

  • This entitles you to our complete workout facilities, including weight room aerobics classes, and sauna.


    این به شما امکان می دهد از امکانات کامل تمرینی ما، از جمله اتاق وزنه، کلاس های ایروبیک و سونا بهره مند شوید.

  • She was thankful she had taken aerobics classes and belonged to a walking club.


    او از اینکه در کلاس های ایروبیک شرکت کرده بود و به یک باشگاه پیاده روی تعلق داشت سپاسگزار بود.

  • Have you ever tried aerobics?


    آیا تا به حال ایروبیک را امتحان کرده اید؟

  • Nigel also took up aerobics at his local sports centre.


    نایجل همچنین ایروبیک را در مرکز ورزشی محلی خود آغاز کرد.

  • Fitness programs feature water aerobics, self-defense techniques and strength training.


    برنامه های تناسب اندام شامل ایروبیک در آب، تکنیک های دفاع شخصی و تمرینات قدرتی است.

example - مثال
  • to do aerobics


    برای انجام ایروبیک

  • I go to aerobics every Monday.


    من هر دوشنبه به ایروبیک می روم.

  • She does aerobics.


    او ایروبیک می کند.

  • I go to aerobics (= to a class where we are taught such exercises) once a week.


    هفته ای یک بار به ایروبیک (= کلاسی که در آن چنین تمریناتی به ما یاد می دهند) می روم.

  • an aerobics instructor/teacher


    یک مربی/معلم ایروبیک

  • I do aerobics and weight training at the gym.


    در باشگاه ایروبیک و وزنه برداری انجام می دهم.

  • aerobic exercise


    ورزش هوازی

synonyms - مترادف
  • exercises


    تمرینات

  • callisthenicsUK


    callisthenicsUK

  • calisthenicsUS


    calisthenicsUS

  • workout


    تمرین


  • تناسب اندام را حفظ کن


  • آموزش


  • ورزش

  • gymnastics


    ژیمناستیک

  • weightlifting


    وزنه برداری

  • isometrics


    ایزومتریک


  • جلسه تمرین

  • leisure


    اوقات فراغت

  • step aerobics


    ایروبیک استپ


  • سیستم ورزشی

  • drills


    مته ها

  • cardiovascular exercise


    ورزش قلبی عروقی

  • physical movements


    حرکات فیزیکی

  • drill


    مته


  • روال

  • practise


    شرطی سازی


  • مشروطه

  • conditioning


    جلسه


  • کار


  • دست گرمی بازی کردن


  • آزاد شدن

  • warm-up


    جلسه تناسب اندام

  • limbering up


    روزانه ده

  • keep-fit session


    جلسه تربیت بدنی


  • جلسه آموزش



antonyms - متضاد
  • inactivity


    عدم فعالیت

لغت پیشنهادی

presto

لغت پیشنهادی

brownout

لغت پیشنهادی

basilect