fitness
fitness - تناسب اندام
noun - اسم
UK :
US :
وقتی به اندازه کافی سالم و قوی هستید که بتوانید کارهای سخت انجام دهید یا ورزش کنید
the degree to which someone or something is suitable or good enough for a particular situation or purpose
درجه ای که شخص یا چیزی برای یک موقعیت یا هدف خاص مناسب یا به اندازه کافی خوب است
شرط قوی بودن و سلامت جسمانی
چقدر کسی یا چیزی مناسب است
کیفیت مناسب بودن برای کسی یا چیزی
فعالیت های مربوط به حفظ سلامت و قوی بودن، به ویژه از طریق ورزش
کیفیت مناسب بودن برای یک شغل خاص یا به اندازه کافی خوب بودن برای چیزی
من فوراً از او خوشم آمد، به خصوص که او متعصب به تناسب اندام بود و بدنش محکم و کشیده بود.
Experience training and fitness sets hotshots apart from so-called Type 2 crews, the infantry of firefighting.
تجربه، تمرین و تناسب اندام، موارد داغ را از خدمه به اصطلاح نوع 2، پیاده نظام آتش نشانی، جدا می کند.
Let's hope he is able to get in some training at his field hospital so that he at least stays in touch with his fitness.
بیایید امیدوار باشیم که او بتواند در بیمارستان صحرایی خود کمی تمرین کند تا حداقل با آمادگی جسمانی خود در ارتباط باشد.
استراتژی هایی که مولفه تناسب اندام فردی را به حداکثر می رساند ممکن است خودخواهانه نامیده شود.
Greater levels of fitness and better team organisation are two of the more obvious modern achievements.
سطوح بالاتر تناسب اندام و سازماندهی تیمی بهتر دو مورد از بارزترین دستاوردهای مدرن هستند.
ترکیب حیاتی تکنیک، تناسب اندام و قدرت ذهنی همگی پیشرفت چشمگیری داشته است.
برای بهبود تناسب اندام خود به یک باشگاه سلامت بپیوندید.
مجله سلامت و تناسب اندام
او یک مربی ماهر تناسب اندام است.
او به عنوان یک مربی تناسب اندام شخصی کار می کند.
این بازیکن در تست آمادگی جسمانی این هفته مردود شد.
این باشگاه چندین کلاس بدنسازی دارد.
برادر من همیشه طرفدار تناسب اندام بوده است.
من یک برنامه روزانه تناسب اندام را دنبال می کنم.
سطح بالایی از آمادگی جسمانی
او ما را از آمادگی خود برای این کار متقاعد کرد.
تردیدهایی در مورد آمادگی او برای تصدی پست وجود داشت.
یک مربی ویژه برای کار روی تناسب اندام تنیس باز آورده شده است.
ابتدا سطح آمادگی جسمانی فعلی خود را تعیین کنید.
او در این فصل به اوج آمادگی رسیده است.
او کمی اهل تناسب اندام است. او هر شب می دود.
اسکی فواید تناسب اندام زیادی دارد.
مربی به او یک هفته فرصت داده تا آمادگی خود را ثابت کند.
تامکینز به آمادگی جسمانی بازگشته است و انتظار می رود در فینال بازی کند.
پیاده روی برای سلامتی و تناسب اندام مفید است.
برای این ورزش به سطح آمادگی جسمانی خوبی نیاز دارید.
یک مرکز تناسب اندام با سالن بدنسازی و زمین اسکواش
سعی می کنم با دوچرخه سواری تا محل کار، تناسب اندام خود را بهبود بخشم.
آمادگی او برای پست جدید زیر سوال نمی رود.
بسیاری از مردم نگران آمادگی او برای حکومت هستند.
هیچ کس آمادگی او را برای این کار زیر سوال نبرد.
تناسب اندام
افزایش علاقه به سلامتی و تناسب اندام به این معنی است که اکثر هتل ها اکنون دارای سالن های ورزشی و استخر هستند.
صنعت/بخش تناسب اندام
یک مرکز / باشگاه بدنسازی
fitness trainers/instructors
مربیان / مربیان تناسب اندام
آنها باید امتحاناتی را بگذرانند تا آمادگی خود را برای این کار آزمایش کنند.
Doctors will remain on the medical register only if they can demonstrate their fitness to continue practising.
پزشکان تنها در صورتی در فهرست پزشکی باقی خواهند ماند که بتوانند آمادگی خود را برای ادامه تمرین نشان دهند.
سلامتی
robustness
نیرومندی
استحکام - قدرت
vigourUK
vigourUK
athleticism
ورزشکاری
hardiness
سرسختی
lustiness
شهوت
ruggedness
ناهمواری
شکل
stalwartness
استواری
sturdiness
استحکام
toughness
سختی
wellness
وضعیت
فتل
fettle
دلسوزی
healthiness
عضلانی بودن
heartiness
شیره
muscularity
سالم بودن
sap
لحن
soundness
کوتاه کردن
سرسبزی
trim
تندرستی
verdure
تمامیت
well-being
پوست پوستی
wholeness
بریدگی کوچک
wholesomeness
زیبایی
تحمل
huskiness
nick
endurance
بیماری
sickness
عدم تناسب اندام
unfitness
ناسالم بودن
unhealthiness
نامناسب بودن
unsoundness
انرژی
enervation
شل و ول
flab
بی حالی
lethargy
تنبلی
sloth
ضعف
weakness
سلامت ضعیف
ناراحتی
اختلال
ailment
ناتوانی
شکایت
infirmity
وضعیت
malady
مصیبت
حشره
بی اختیاری
affliction
عفونت
bug
محبت
indisposition
عوارض
مشکل
affection
دیستمپر
complication
کاهش دما
بیمار
ail
کسالت
distemper
debility
distemperature
malaise
