approachable
approachable - قابل دسترسی
adjective - صفت
UK :
US :
دوستانه و آسان برای صحبت کردن
اگر مکانی قابل دسترسی است، می توانید به آن برسید یا به آن نزدیک شوید
آسان برای صحبت کردن؛ دوستانه
یک مدیر عالی باید بسیار خوش برخورد باشد.
اگر مشکلی دارید، معلم بسیار خوش برخورد است
کوچک و سریع، دانینگ حرفه ای اما قابل دسترسی بود.
Diminutive and quick Dunning was professional but approachable.
او یک مهندس و ظاهراً بسیار خوش برخورد است.
He is an engineer and apparently very approachable.
این نسخه کم الکل به اندازه انواع قدرت کامل سبک و قابل دسترس است و برای مهمانی ها ایده آل است.
This low alcohol version is as light and approachable as the full strength variety and is ideal for parties.
اولیوا به عنوان مدیری راحت و خوش برخورد که همیشه با کارمندانش ناهار می خورد، شهرت دارد.
Oliva has a reputation as an easygoing, approachable executive who always has lunch with her employees.
این سایت از دوربرگردان Bletchworth که از Reigate می آید، یا دوربرگردان Dorking از جهت دیگر قابل دسترسی است.
The site is approachable from the Bletchworth roundabout coming from Reigate, or the Dorking roundabout from the other direction.
همکلاسیها او را یک روز بداخلاق و قابل نزدیک شدن میدانستند و روزی دیگر شأن و منزلتش سرد است.
پاسخ دوم راه حل قابل دسترس تری است.
این طرح از بین چندین گزینه انتخاب شد زیرا هوشمند و در عین حال معمولی بود و باعث میشد کارکنان با مشتریان قابل دسترستر باشند.
This design was chosen from a number of options because it was smart yet casual, making staff more approachable to customers.
علیرغم اینکه یک ستاره بزرگ است، او بسیار خوش برخورد است.
یک قطعه موسیقی قابل دسترس
قله فقط از سمت جنوب قابل دسترسی بود.
گراهام همیشه بسیار صمیمی است - چرا مشکل را با او در میان نمی گذارید؟
این یکی از معدود روستاهای کنار دریاچه است که با ماشین قابل دسترسی است.
مالکوم همیشه بسیار صمیمی است - با او صحبت کنید.
دوستانه
cordial
صمیمی
affable
دوست داشتنی
congenial
خوشایند
amicable
قابل قبول
sociable
مهمان نواز
agreeable
دلپذیر
hospitable
الزام آور
pleasant
باز کن
obliging
در دسترس
مفید
accessible
قابلیت
استقبال کردن
amenable
ارتباطی
welcoming
پذیرا
communicative
دوستانه و غیر رسمی
receptive
ناگوار
informal
اسان گیر
خوش برخورد
unstuffy
آسان برای کنار آمدن با
easy-going
روشنفکر
well disposed
به راحتی می توان با آن کنار آمد
گرم
open-minded
نوع
دلسوز
genial
خوش اخلاق
amiable
sympathetic
good-natured
aloof
دور
سرد
reserved
رزرو شده است
unapproachable
غیر قابل دسترس
chilly
غیر صمیمی
منجمد
frigid
از راه دور
ایستادگی
standoffish
غیر دوستانه
unfriendly
غیر اجتماعی
unsociable
برداشته شد
withdrawn
رسمی
نامناسب
uncongenial
غیر قابل دسترسی
unreachable
به سردی یخ
جدا
بي تفاوت
detached
یخ زده
indifferent
غیر ارتباطی
frosty
بی پاسخ
uncommunicative
ضد اجتماعی
unresponsive
بی همدردی
antisocial
غیر قابل پیش بینی
unsympathetic
غیر شخصی
unforthcoming
ماهی
impersonal
بی دغدغه
offish
خم نشدنی
unconcerned
سفت
unbending
غیرقابل انتخاب
stiff
unclubbable