assemblies

base info - اطلاعات اولیه

assemblies - مجامع

N/A - N/A

əˈsem.bli

UK :

əˈsem.bli

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assemblies] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the United Nations General Assembly


    مجمع عمومی سازمان ملل

  • She has been tipped as a future member of the Welsh Assembly.


    او به عنوان یکی از اعضای آینده مجلس ولز معرفی شده است.

  • the New York Assembly


    مجمع نیویورک

  • The Senate and the Assembly put aside political differences to pass the aid package.


    سنا و مجلس برای تصویب بسته کمکی اختلافات سیاسی را کنار گذاشتند.

  • All pupils are expected to attend school assembly.


    انتظار می رود همه دانش آموزان در مجمع مدرسه شرکت کنند.

  • There's a religious assembly every morning.


    هر روز صبح یک مجلس مذهبی وجود دارد.


  • قاب باید به اندازه کافی قوی باشد تا از مجموعه موتور پشتیبانی کند.

  • The state assembly will vote on a death penalty bill next week.


    مجلس ایالتی هفته آینده درباره لایحه مجازات اعدام رای خواهد داد.

  • Full assembly instructions are provided with these easy-to-build desk units.


    دستورالعمل های مونتاژ کامل با این واحدهای رومیزی آسان برای ساخت ارائه شده است.

  • car assembly


    مونتاژ ماشین

  • The assembly of the circuit boards is done in China.


    مونتاژ بردهای مدار در چین انجام می شود.

  • The mayor's powers are deliberately designed to outweigh those of the London Assembly.


    اختیارات شهردار عمداً به گونه ای طراحی شده است که از اختیارات مجمع لندن بیشتر باشد.

  • The United Nations General Assembly meets later this week.


    مجمع عمومی سازمان ملل اواخر این هفته تشکیل جلسه می دهد.

  • The existing measure needs Assembly approval before it becomes law.


    اقدام موجود قبل از تبدیل شدن به قانون نیاز به تصویب مجلس دارد.

synonyms - مترادف
  • constructions


    ساخت و سازها

  • fabrications


    ساختگی ها

  • buildings


    ساختمان ها

  • manufactures


    تولید می کند

  • erections


    نعوظ

  • manufacturings


    تولیدات

  • mouldingsUK


    قالب گیری انگلستان

  • moldingsUS


    قالب گیری ایالات متحده

  • shapings


    شکل دهی ها

  • productions


    تشکیلات

  • formations


    خلقت ها

  • creations


    ساخت

  • makings


    ترکیبات

  • compositions


    تحولات

  • developments


    شکل دهی

  • formings


    مد

  • fashionings


    آهنگری

  • forgings


    بالا بردن

  • raisings


    موسسات

  • establishments


    فرمولاسیون

  • formulations


    سازه های

  • structures


    اختراعات

  • inventions


    ساختگی

  • contrivings


    سرچشمه ها

  • originations


    ارتفاعات

  • elevations


    آماده سازی

  • preparations


    ترتیبات

  • arrangements


    آماده می کند

  • preparings


    مونتاژها

  • assemblings


    مدل سازی ها

  • modellings


antonyms - متضاد
  • dismantlings


    برچیدن ها

  • destructions


    تخریب ها

لغت پیشنهادی

disengage

لغت پیشنهادی

fly

لغت پیشنهادی

approachable