bawl
bawl - غرغر کردن
verb - فعل
UK :
US :
با صدای بلند فریاد بزنم
با صدای بلند گریه کردن
با صدای خیلی بلند فریاد بزنم
گریه کردن یا بلند فریاد زدن
نتونستم جلوش رو بگیرم، فقط شروع کردم به غر زدن.
بچه روی صندلی بلندش نشسته بود، صورتش قرمز بود و زمزمه می کرد.
اون زوج همسایه همیشه سر هم داد میزنن و داد میزنن.
بس کن اون دزد رو! او در اوج صدایش زمزمه کرد.
دریبل می زدم، شلوارم را خیس می کردم، حتی سرم را می کوبیدم به مبلمان، و زوزه می کشیدم... تقریباً بی وقفه غر می زدم.
I dribbled, I wet my pants, even banged my head on the furniture and bawled ... bawled almost nonstop.
بابا با صدای بلند گفت: بس کن، غوغا کن، و بیا اینجا.
جس، با این حال، حتی قبل از اینکه گوینده نام او را صدا بزند، آشکارا غر میزند.
گوساله طناب دار فوراً بلند شد، با صدای خشن زوزه می کشید و سرش را تکان می داد.
به حدی بود که گریه می کردم، هیستریک غوغا می کردم.
او به یکی از بدنام ترین ولگردهای شهر تبدیل شد که در هر گوشه خیابان گدایی می کرد و غوغا می کرد.
یکی از نگهبانان زندان در سراسر حیاط دستور می داد.
کاپیتان در جلو ایستاده بود و دستور می داد.
اگر این کار را نمیکردید، شما را غوغا میکردند، و عادت کردن به آن بسیار طول میکشید.
هر وقت نزدیکش میشدم غر میزد، بنابراین بابا گفت بهتر است از راه دور باشم.
جلوی همه به او داد زد.
برخی از دانش آموزان پر سر و صدا برای غذای بیشتر غوغا می کردند.
او در دفترش نشسته بود و به منشی خود دستور می داد.
او با صدای بلند گفت: «همین الان وارد اینجا شو!»
کودکی در اتاق کناری غوغا می کرد.
چشمانش را هق هق می کرد (= بسیار بلند گریه می کرد).
‘Mama, Mama!’ bawled a terrified toddler.
یک کودک نوپا وحشت زده فریاد زد: «مامان، مامان!»
به من داد زد تا بشینم.
داشت چشمانش را بیرون می کرد.
زمانی که سگ اسباب بازی او را ربود، شروع به غر زدن کرد.
roar
غرش
فریاد
bellow
زیر
فریاد زدن
holler
ناله
صدا زدن
vociferate
زنگ زدن
گریه کردن
زوزه کشیدن
howl
خلیج
bay
پارس سگ
bark
غوغا کردن
bluster
هالو
halloo
سلام
hollo
جیغ
screech
گریه کن
shriek
رعد و برق
thunder
clamourUK
clamourUK
غرغر کردن
growl
وای
snarl
صدا بزن
whoop
شیپور
یامر
تشویق کردن
trumpet
clamorUS
yammer
شکست
cheer
قطع صدا
clamorUS
صدایت را بلند کن
rout
نجوا
ساکت باش
mutter
غرغر کردن
mumble
زمزمه کردن
chunter
چانتر
murmur
ناله
whimper
دهان
grunt
ستایش
پهپاد
praise
با نرمی صحبت کنید
drone
با لحن آرام صحبت کنید
speak softly
آه
babble
تضمینی
تعریف و تمجید
زیر لب حرف بزن
با لحن زیرین صحبت کن
susurrate
زمزمه صحنه
compliment
سر خوردن
غر زدن
توهین
stage-whisper
لکنت زبان
glide
پرسه زدن
grumble
ناله کردن
slur
لکنت
stammer
ساختن
ramble
مغشوش
whine
stutter
maunder
garble
gabble
