beloved
beloved - محبوب
adjective - صفت
UK :
US :
کسی او را بسیار دوست دارد
خیلی دوست داشت
کسی که دوستش دارید و با او رابطه عاشقانه دارید
Tom's beloved 1965 Ford Mustang convertible
فورد موستانگ کانورتیبل 1965 محبوب تام
میدانی کمّیهای محبوبت وقتی اداره میشوند چه میکنند، گریفیث؟
جورج هیچ توهمی در مورد دختر محبوبش نداشت.
There were his beloved grandparents and supportive aunts, who lived too far away to protect him from his pain.
پدربزرگ و مادربزرگ محبوبش و خاله های حامی او بودند که خیلی دور زندگی می کردند تا او را از دردهایش محافظت کنند.
شاید وقت آن بود که آنا با واقعیت روبرو شود و با حقیقت در مورد نوه محبوبش برخورد کند.
اما برای یک بار در زندگی او، حتی رادیو محبوبش نتوانست حواس او را پرت کند.
به یاد پسر عزیزمان، جان
آنها از بازگشت به ایرلند عزیزشان خوشحال بودند.
گلهای بنفش عمیق که هنرمندان آن را دوست دارند
او محبوب همه کسانی بود که او را می شناختند.
او یکی از اتاقهای چای کوچک را اداره میکرد که لندنیها در آغاز قرن بسیار محبوب بودند.
شوهر محبوبش سال گذشته درگذشت.
او مجبور شد پاریس محبوبش را ترک کند و به لیون بازگردد.
اریک یک معلم بااستعداد بود که همه کسانی که در طول سالها به او آموزش داده بودند، او را دوست داشتند.
او برای معشوقش چند گل می فرستد.
همسر محبوبش سال گذشته درگذشت و او همچنان در سوگ است.
عزیز
loved
دوست داشت
darling
گرانبها
precious
گرامی داشت
cherished
عزیزترین
dearest
با ارزش
prized
ارزشمند
treasured
پرستیده شده
adored
شیرین
ارزش
valued
تحسین شده
admired
گرامی
esteemed
مورد علاقه ایالات متحده
favoredUS
مورد علاقه انگلستان
favoriteUS
دوست داشتنی
favouredUK
idolizedUK
favouriteUK
idolizedUS
fond
حیوان خانگی
idolisedUK
خاص
idolizedUS
پرستش انگلستان
مورد علاقه
مقدس
worshippedUK
lionisedUK
endeared
lionizedUS
hallowed
مورد احترام
lionisedUK
محبوب
lionizedUS
احترام
revered
ایالات متحده را پرستش کرد
respected
worshipedUS
despised
تحقیر شده
hated
منفور
loathed
توهین شده
reviled
مسخره شده
derided
اجتناب کرد
scorned
دوست نداشتن
shunned
دوست داشتنی
abhorred
اخراج شد
disliked
نفرت انگیز
unbeloved
محکوم
execrated
بی روح شده
abhorrent
نامطلوب
condemned
بی عشق
abominated
توهین آمیز
despicable
نفرین شده
anathematized
غیر محبوب
undesirable
تحمل ناپذیر
detested
دوست داشتنی نیست
unloved
نارضایتی
avoided
طرد شده ایالات متحده
رد شد
cursed
ناخواسته
unpopular
ناخوشایند
insufferable
unlikable
disfavored
ostracizedUS
rejected
unwanted
unwelcome
unpleasant
