bohemian
bohemian - کولی
noun - اسم
UK :
US :
زندگی بسیار غیررسمی یا آرام و عدم پذیرش قوانین رفتاری جامعه
a person who is interested in artistic and unusual things, for example art music or literature and lives in an informal way that ignores the usually accepted ways of behaving
فردی که به چیزهای هنری و غیرعادی علاقه مند است، مثلاً هنر، موسیقی یا ادبیات، و به شیوه ای غیررسمی زندگی می کند که شیوه های رفتاری معمولاً پذیرفته شده را نادیده می گیرد.
مربوط به یا معمولی یک بوهمی
فردی که به سبک بسیار غیررسمی زندگی می کند که با شیوه زندگی اکثر مردم متفاوت است
او هرگز صرفاً پر زرق و برق یا به طرز مبتذلی غیرتمند نبود.
ممکن است این بخش نیز به نظر برسد، زیرا همه هنرمندان دیوانه و غیرعادی در نظر گرفته می شدند.
میتوانستم کتابفروشیهای غیرمعمول در هالیوود دوردست و مرموز را مرور کنم.
در دهه 1960، موج دوم مهاجران همراه با یک جامعه بوهمیایی پر رونق در اینجا ساکن شدند.
اقامتگاه توریستی تهدیدی برای تغییر فرهنگ بوهمی کی وست است.
به نظر می رسید این یک مدل واقعی از زندگی خانوادگی بوهمی است.
پلیسها به ما میگفتند به خانه برویم، و این باعث تشدید این عاشقانههای غیرعادی شد.
افتضاح غیرعادی که به چشمانم خوش آمد میگفت بسیار جذاب بود.
او دوست داشت خود را کمی غیرمتعارف بداند.
یک سبک زندگی بوهمیایی
The area has a bohemian atmosphere busy with small independent shops and cafes.
این منطقه فضایی غیرعادی دارد و شلوغ با مغازهها و کافههای مستقل کوچک است.
او به گروهی از نویسندگان و روشنفکران غیرمتعارف ساحل غربی تعلق داشت.
nonconformist
ناسازگار
maverick
موریک
individualist
فردگرا
heretic
ملحد و مرتد
iconoclast
شمایل شکن
loner
تنها
eccentric
عجیب و غریب
deviant
منحرف
boho
بوهو
beatnik
بیت نیک
counterculturist
ضد فرهنگ
nonconformer
شورشی
rebel
هیپی
hippy
آزاداندیش
freethinker
چیز غریب
hippie
افراطی
freak
ترک تحصیل
موی بلند
dropout
هنرمند
longhair
دلتنگی
کولی
dilettante
نویسنده
gypsy
روح آزاد
گرگ تنها
نوزاد وحشتناک
lone wolf
تکاور تنها
enfant terrible
بچه گل
lone ranger
فرد غیر متعارف
آوانگاردیست
unconventional person
avant-gardist
conformist
سازگار
conformer
هماهنگ کننده
محافظه کار
rightist
راست گرا
Tory
توری
archconservative
دیرینه محافظه کار
paleoconservative
جان سخت
diehard
کلاسیک
classicist
جمهوری خواه
Republican
گامون
gammon
مومن
die-hard
نماد
believer
iconodule