bugger
bugger - باگر
noun - اسم
UK :
US :
یک کلمه توهین آمیز برای کسی که بسیار آزاردهنده یا ناخوشایند است
کسی که وانمود میکنید از او دلخور هستید، اگرچه واقعاً دوستش دارید یا دوستش دارید
شغل یا فعالیتی که بسیار دشوار است
وقتی عصبانی یا عصبانی هستید گفت
داشتن رابطه مقعدی با کسی
یک فرد احمق یا مزاحم
به کسی عادت کرده یا در مورد کسی که با او احساس همدردی می کنید
یک شخص یا حیوان، به خصوص جوانی که خیلی دوستش دارید
چیزی که بسیار سخت یا آزاردهنده است
برای ابراز خشم استفاده می شود
برای ابراز خشم زیاد استفاده می شود
برای بیان شگفتی بزرگ استفاده می شود
شکستن یا خراب کردن چیزی
برای داشتن رابطه جنسی با قرار دادن آلت تناسلی در مقعد شخص دیگری
بیا اینجا، کافر کوچولو!
ای حشره ی احمق! می توانستی مرا زیر پا بگذاری!
اجازه ندهید که مزاحم شما را ناامید کنند.
بیچاره باگر! همسرش هفته گذشته او را ترک کرد.
او یک مهاجم قدیمی سخت است.
You daft bugger!
ای شوخ طبع!
این در برای باز کردن یک حشره است.
سوال 6 یک باگر واقعی است.
این یک باگر است که سعی می کند خطوط را به خاطر بسپارد.
دست از بازی باگرهای احمقانه بردار و به من دست بده!
خب نباید انقدر مشروب میخوردی، باید اینقدر نوش جان میکردی!
سارق احمق بلیط اشتباهی به من داده است!
بیچاره بیچاره جای دیگری برای خوابیدن ندارد.
او یک حشره کوچک بامزه است، اینطور نیست؟
این قلع یک ضربه گیر برای باز کردن است.
Oh bugger, it's raining!
اوه، بارون می بارد!
آن را خراب کن! من قطارم را از دست خواهم داد.
من را هول کن! سرعت موتور رو دیدی؟
شما فقط شانس خود را برای ترفیع زیاد کرده اید!
creep
خزیدن
jerk
تند و سریع
schmuck
شیطون
clown
دلقک
cretin
کرتین
joker
جوکر
lout
بلند
scum
تفاله
scumbag
آشغال
sleaze
شلختگی
slimeball
اسلایم بال
bastard
حرامزاده
cad
cad
louse
شپش
scuzzball
اسکازبال
skunk
اسکین
sleazebag
sleazbag
sleazeball
اسلیزبال
slime
لجن
slob
لخت
sod
چمن
stinkard
بدبو
swine
گراز
varmint
ورمنت
vermin
حیوانات موذی
beast
جانور
boor
بور
buzzard
گز
chuff
چف
crud
چیز چندش و کثیف
dirtbag
کیسه خاک
angel
فرشته
saint
قدیس
sweetheart
عزیزم
gem
گوهر
treasure
گنج
رویا
nonpareil
nonpareil
paragon
پاراگراف
عزیز
darling
انسان خوب
sweetie
آدم مهربان
فرد دوست داشتنی
شخص ملایم
endearing person
الگوی فضیلت
gentle person
جنتلمن
lovable person
ستاره
loving person
مرد مهربان
زیبایی
سواره نظام
نجیب زاده
gentleperson
پدر زاده
شهید
cavalier
اشراف زاده
nobleman
تخم مرغ خوب
patrician
روح جلالی
martyr
وجود لطیف
aristocrat
فرد صادق
glorified soul
gentle being
