word - لغت

bullseye || وسط خال

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbʊl.zaɪ

UK :

ˈbʊl.zaɪ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bullseye] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bullseye] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bullseye] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bullseye] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bullseye] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد


  • از دست دادن

  • blunder


    اشتباه بزرگ

  • miscue


    اشتباه کردن

  • off-target


    خارج از هدف


  • لیز خوردن


  • اشتباه


  • خطا

  • oversight


    نظارت


  • عیب

  • gaffe


    گاف

  • boob


    سینه

  • lapse


    سپری شدن

  • inaccuracy


    عدم دقت

  • clanger


    کلنگر

  • misstep


    گام اشتباه