caffeine

base info - اطلاعات اولیه

caffeine - کافئین

noun - اسم

/kæˈfiːn/

UK :

/ˈkæfiːn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caffeine] در گوگل
description - توضیح

  • ماده ای در چای، قهوه و برخی نوشیدنی های دیگر که باعث می شود احساس فعالیت بیشتری داشته باشید

  • a chemical found for example in tea and coffee that is a stimulant (= something that makes people more active)


    یک ماده شیمیایی که برای مثال در چای و قهوه یافت می شود و محرک است (= چیزی که افراد را فعال تر می کند)

  • a chemical found in coffee and tea that is a stimulant (= something that tends to make you more active)


    یک ماده شیمیایی موجود در قهوه و چای که محرک است (= چیزی که شما را فعال تر می کند)


  • پیشرفت در یادگیری نحوه عملکرد الکل و کافئین باید منتظر دانش جدیدی از نحوه عملکرد مغز باشد.

  • Avoid caffeine three to four hours before bedtime.


    سه تا چهار ساعت قبل از خواب از مصرف کافئین خودداری کنید.

  • He was told to gradually cut these out along with all other drinks containing caffeine.


    به او گفته شد که به تدریج این نوشیدنی ها را به همراه سایر نوشیدنی های حاوی کافئین قطع کند.

  • Obvious examples include caffeine and ephedrine, the latter being readily available to the public in over-the-counter cold remedies.


    نمونه‌های واضح عبارتند از کافئین و افدرین، که دومی به‌راحتی در داروهای سرماخوردگی بدون نسخه در دسترس عموم قرار می‌گیرد.

  • Many brands of aspirin and aspirin substitutes include a significant dose of caffeine.


    بسیاری از مارک های آسپرین و جایگزین های آسپرین دارای دوز قابل توجهی از کافئین هستند.

  • Under the influence of a pint of caffeine the world seemed a friendlier place.


    تحت تأثیر یک پیمانه کافئین، دنیا مکان دوستانه‌تری به نظر می‌رسید.

  • You put caffeine behind some other drug you've got inside you and it gives that drug a kick.


    شما کافئین را پشت مواد مخدر دیگری که در درون خود دارید قرار می دهید، و به آن دارو ضربه می زند.

  • It was only after the caffeine began to work that he realized that everyone was kind of waiting for something to happen.


    تنها پس از شروع کار کافئین بود که او متوجه شد که همه منتظرند تا اتفاقی بیفتد.

  • Not only must the caffeine be eliminated, but the break-down products have to be eliminated as well.


    نه تنها باید کافئین حذف شود، بلکه محصولات تجزیه شده نیز باید حذف شوند.

example - مثال
  • Try to avoid too much caffeine.


    سعی کنید از مصرف بیش از حد کافئین خودداری کنید.

  • drinks that are high in caffeine


    نوشیدنی هایی که کافئین بالایی دارند

synonyms - مترادف

  • قهوه

  • java


    جاوا

  • café


    کافه

  • espresso


    اسپرسو

  • joe


    جو

  • latte


    لاته

  • brew


    دم کردن

  • cappuccino


    کاپوچینو

  • decaf


    بدون کافئین

  • demitasse


    demitasse

  • ink


    جوهر

  • mocha


    موکا

  • mud


    گل و لای

  • perk


    امتیاز

  • cuppa


    فنجان

  • decoction


    جوشانده

  • jamocha


    جاموچا

  • sludge


    لجن


  • اسید باتری

  • café au lait


    café au lait

  • forty weight


    وزن چهل

  • café noir


    کافه نوآر


  • چیزهای داغ

  • varnish remover


    لاک پاک کن

  • worm dirt


    خاک کرم


  • برو آبمیوه


  • آب مغز

  • high octane


    اکتان بالا

  • jitter juice


    آب جیتر

  • liquid energy


    انرژی مایع

  • morning jolt


    تکان صبحگاهی

antonyms - متضاد
  • calmative


    آرام بخش

  • decaf


    بدون کافئین

  • downer


    پایین تر

  • sedative


لغت پیشنهادی

straddling

لغت پیشنهادی

ruling

لغت پیشنهادی

charmed