caffeine
caffeine - کافئین
noun - اسم
UK :
US :
ماده ای در چای، قهوه و برخی نوشیدنی های دیگر که باعث می شود احساس فعالیت بیشتری داشته باشید
a chemical found for example in tea and coffee that is a stimulant (= something that makes people more active)
یک ماده شیمیایی که برای مثال در چای و قهوه یافت می شود و محرک است (= چیزی که افراد را فعال تر می کند)
a chemical found in coffee and tea that is a stimulant (= something that tends to make you more active)
یک ماده شیمیایی موجود در قهوه و چای که محرک است (= چیزی که شما را فعال تر می کند)
Progress in learning how alcohol and caffeine work has had to wait for new knowledge of how the brain works.
پیشرفت در یادگیری نحوه عملکرد الکل و کافئین باید منتظر دانش جدیدی از نحوه عملکرد مغز باشد.
سه تا چهار ساعت قبل از خواب از مصرف کافئین خودداری کنید.
به او گفته شد که به تدریج این نوشیدنی ها را به همراه سایر نوشیدنی های حاوی کافئین قطع کند.
Obvious examples include caffeine and ephedrine, the latter being readily available to the public in over-the-counter cold remedies.
نمونههای واضح عبارتند از کافئین و افدرین، که دومی بهراحتی در داروهای سرماخوردگی بدون نسخه در دسترس عموم قرار میگیرد.
بسیاری از مارک های آسپرین و جایگزین های آسپرین دارای دوز قابل توجهی از کافئین هستند.
تحت تأثیر یک پیمانه کافئین، دنیا مکان دوستانهتری به نظر میرسید.
شما کافئین را پشت مواد مخدر دیگری که در درون خود دارید قرار می دهید، و به آن دارو ضربه می زند.
It was only after the caffeine began to work that he realized that everyone was kind of waiting for something to happen.
تنها پس از شروع کار کافئین بود که او متوجه شد که همه منتظرند تا اتفاقی بیفتد.
Not only must the caffeine be eliminated, but the break-down products have to be eliminated as well.
نه تنها باید کافئین حذف شود، بلکه محصولات تجزیه شده نیز باید حذف شوند.
قهوه
java
جاوا
café
کافه
espresso
اسپرسو
joe
جو
latte
لاته
brew
دم کردن
cappuccino
کاپوچینو
decaf
بدون کافئین
demitasse
demitasse
ink
جوهر
mocha
موکا
mud
گل و لای
perk
امتیاز
cuppa
فنجان
decoction
جوشانده
jamocha
جاموچا
sludge
لجن
اسید باتری
café au lait
café au lait
forty weight
وزن چهل
café noir
کافه نوآر
چیزهای داغ
varnish remover
لاک پاک کن
worm dirt
خاک کرم
برو آبمیوه
آب مغز
high octane
اکتان بالا
jitter juice
آب جیتر
liquid energy
انرژی مایع
morning jolt
تکان صبحگاهی
calmative
آرام بخش
decaf
بدون کافئین
downer
پایین تر
sedative
