dwelling

base info - اطلاعات اولیه

dwelling - سکونت

noun - اسم

/ˈdwelɪŋ/

UK :

/ˈdwelɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dwelling] در گوگل
description - توضیح

  • یک خانه، آپارتمان و غیره که در آن مردم زندگی می کنند


  • جایی که کسی در آن زندگی می کند


  • خانه یا مکانی برای زندگی


  • مکانی که مردم در آن زندگی می کنند


  • ساختمانی که شخصی در آن زندگی می کند

  • By 1951 the Labour government had built 900,000 houses, falling short of its target of 240,000 dwellings a year.


    تا سال 1951، دولت کارگر 900000 خانه ساخته بود که کمتر از هدف خود یعنی 240000 مسکن در سال بود.

  • It is not surprising therefore that by the 1970s, more of the newly built dwellings were privately built.


    بنابراین، جای تعجب نیست که در دهه 1970، تعداد بیشتری از خانه های جدید ساخته شده به صورت خصوصی ساخته شدند.

  • Most of them are single-family dwellings, which is like calling the Taj Mahal nice digs.


    بیشتر آن‌ها خانه‌های تک‌خانواده‌ای هستند، که مثل این است که تاج محل را حفاری‌های خوب بنامیم.

  • In the morning sunlight Dent was no longer a fantasy but a solid and compact cluster of dwellings of a past age.


    در نور خورشید صبح، دنت دیگر یک فانتزی نبود، بلکه مجموعه ای محکم و فشرده از خانه های دوران گذشته بود.

  • Building models found in various places make explicit the connection between the Goddess and temples or dwellings.


    مدل‌های ساختمانی که در مکان‌های مختلف یافت می‌شوند، ارتباط بین الهه و معابد یا خانه‌ها را آشکار می‌کنند.

  • The Housing Act 1988 is likely to reduce the stock of public-sector dwellings substantially.


    قانون مسکن 1988 احتمالاً موجودی خانه های بخش عمومی را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد.

  • Various small dwellings pressed against its sides like the farrow of a sow.


    خانه‌های کوچک مختلف مانند خرچنگ خروس به طرفین آن فشار می‌آورند.

example - مثال
  • The development will consist of 66 dwellings and a number of offices.


    این توسعه شامل 66 خانه و تعدادی دفتر خواهد بود.

  • an application to convert the old barn into a dwelling


    برنامه ای برای تبدیل انبار قدیمی به یک خانه

  • ancient cliff dwellings


    خانه های صخره ای باستانی

  • There is an estimated shortfall of some five million dwellings across the country.


    تخمین زده می شود که کمبود حدود پنج میلیون مسکن در سراسر کشور وجود داشته باشد.

  • The house was a modest one-story dwelling.


    خانه یک خانه ساده و یک طبقه بود.

  • He was arrested on burglary of a dwelling charges.


    وی به اتهام سرقت منزل دستگیر شد.

  • a dwelling house


    یک خانه مسکونی

  • a single-family/multi-family dwelling


    خانه تک خانواده / چند خانواده

  • the erection of a single-storey dwelling


    ساخت یک خانه یک طبقه

  • sb's permanent/temporary dwelling


    مسکن دائمی/موقت sb

synonyms - مترادف

  • خانه

  • abode


    اقامت

  • residence


    محل سکونت


  • چهارم

  • quarters


    پد

  • pad


    سکونت

  • habitation


    محل


  • اسکان

  • lodging


    محل اقامت

  • accommodation


    اقامتگاه

  • domicile


    حفاری می کند

  • digs


    اقامتگاه ها

  • lodgings


    سقف


  • اتاق ها

  • rooms


    حفاری ها

  • diggings


    سنگ قلب

  • hearthstone


    اجاق

  • hearth


    اپارتمان


  • کنار آتش

  • fireside


    تخت


  • لانه

  • den


    زیستگاه


  • قلعه

  • castle


    شمش

  • billet


    خالی از سکنه

  • haunt


    استقرار

  • residency


    همسویی


  • زباله

  • commorancy


  • dump


  • dwelling place


antonyms - متضاد
  • annexeUK


    AnnexeUK

  • annexUS


    annexUS


  • دفتر

  • unemployment


    بیکاری

لغت پیشنهادی

bankrupted

لغت پیشنهادی

risked

لغت پیشنهادی

unapproved