hires

base info - اطلاعات اولیه

hires - استخدام می کند

N/A - N/A

haɪr

UK :

haɪər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [hires] در گوگل
description - توضیح
example - مثال

  • کرایه ماشین برای آخر هفته چقدر هزینه دارد؟


  • اگر توانایی خرید آن را ندارید، همیشه می توانید یک لباس برای توپ کرایه کنید.

  • I was hired by the first company I applied to.


    من در اولین شرکتی که درخواست دادم استخدام شدم.


  • ما باید یک مشاور روابط عمومی استخدام کنیم تا به بهبود تصویر ما کمک کند.

  • The price includes flights and car hire.


    قیمت شامل پرواز و کرایه ماشین می باشد.


  • یک ماشین کرایه ای

  • There's a camping shop in town that has tents for hire (= available to be hired) at £30 a week.


    یک فروشگاه کمپینگ در شهر وجود دارد که چادرهایی برای اجاره (= در دسترس برای استخدام) با 30 پوند در هفته دارد.

  • She's our latest hire.


    او آخرین استخدام ماست.


  • شما باید یک وکیل برای رسیدگی به مالیات خود استخدام کنید.

  • Those retiring will be replaced by new hires.


    افرادی که بازنشسته می شوند با استخدام های جدید جایگزین می شوند.


  • افزایش تجارت به این معنی است که شرکت باید 15 کارمند فروش جدید استخدام کند.

  • A supervisor noticed her potential and hired her as a trading trainee.


    یک سرپرست متوجه پتانسیل او شد و او را به عنوان کارآموز تجارت استخدام کرد.

  • Employees hired by a public agency after July 1 will automatically be enrolled in the new contribution plan.


    کارمندانی که بعد از 1 ژوئیه توسط یک آژانس دولتی استخدام می شوند، به طور خودکار در طرح سهم جدید ثبت نام می شوند.

  • Managers are given a free hand in hiring and firing employees.


    دست مدیران در استخدام و اخراج کارمندان آزاد است.

  • We will hire a contractor to consider what can be done that is cost effective.


    ما یک پیمانکار استخدام می کنیم تا در نظر بگیرد که چه کاری می تواند انجام شود که مقرون به صرفه باشد.

  • They hired a billboard in a prominent position on Oxford Street to promote the event.


    آنها برای تبلیغ این رویداد یک بیلبورد در یک موقعیت برجسته در خیابان آکسفورد استخدام کردند.

  • Prices include return flights and car hire.


    قیمت ها شامل پرواز رفت و برگشت و کرایه ماشین می باشد.

  • There are plenty of cars available for hire.


    ماشین های زیادی برای اجاره وجود دارد.

  • a hire business/company/firm


    یک کسب و کار/شرکت/شرکت استخدامی

  • Three-quarters of the debt-collection industry's new hires quit after just three months.


    سه چهارم از افراد جدید استخدام شده در صنعت وصول بدهی تنها پس از سه ماه استعفا دادند.

synonyms - مترادف

  • استخدام

  • engagement


    نامزدی

  • hirings


    استخدام ها

  • commissionings


    راه اندازی

  • appointments


    قرار ملاقات ها

  • recruitment


    استخدام می کند

  • employs


    نام نویسی ها

  • enlistments


    ثبت نام ایالات متحده

  • enrollmentUS


    ثبت نام انگلستان

  • enrolmentUK


antonyms - متضاد
  • dismissal


    اخراج

  • axings


    تبرها

  • discharge


    تخلیه

  • firing


    شلیک کردن

  • layoffs


    اخراج ها

  • oustings


    منتشر شده

  • releases


    حذف ها

  • removals


    اخراج کردن

  • sacking


    تبعید

  • banishment


    صندوق داران

  • cashierings


    ریز ریز کردن

  • chops


  • expulsion


لغت پیشنهادی

elaboration

لغت پیشنهادی

caste

لغت پیشنهادی

offhand