boiler
boiler - دیگ بخار
noun - اسم
UK :
US :
جوشیدن
غلیان
a container for boiling water that is part of a steam engine or is used to provide heating in a house
ظرفی برای جوشاندن آب که بخشی از موتور بخار است یا برای تامین گرمایش خانه استفاده می شود.
وسیله ای که آب را گرم می کند، به ویژه برای تامین گرمایش و آب گرم خانه
بخشی از یک موتور بخار که در آن آب برای تامین نیرو گرم می شود
دستگاهی که آب را گرم می کند. برای تامین گرمایش و آب گرم خانه
همه آنها دارای ظرفیت دیگ کمتر از 150 مگاوات بودند.
The idea of a complex structure can be applied to equipment manufactured by different suppliers, e.g. central heating boilers.
ایده یک ساختار پیچیده را می توان برای تجهیزات تولید شده توسط تامین کنندگان مختلف اعمال کرد، به عنوان مثال. دیگهای حرارت مرکزی
To provide a focus Section 11. 4 describes three conceptual approaches to oil boiler conversion to gas-coal burning.
برای ارائه تمرکز، بخش 11. 4 سه رویکرد مفهومی برای تبدیل دیگ بخار نفت به سوزاندن گاز-زغال سنگ را توضیح می دهد.
It also became apparent that a means of removing hardness salts in water was necessary particularly for steam raising boilers.
همچنین آشکار شد که وسیله ای برای حذف نمک های سختی در آب، به ویژه برای دیگ های بخار بالا ضروری است.
If the temperature of the heating system seems erratic, the fault may lie with the boiler thermostat.
اگر دمای سیستم گرمایش نامنظم به نظر می رسد، ممکن است ایراد از ترموستات دیگ باشد.
However many of the considerations which apply to small utility boilers are directly applicable to large industrial boilers.
با این حال، بسیاری از ملاحظاتی که در مورد دیگهای بخار کوچک کاربرد دارد، مستقیماً برای دیگهای بزرگ صنعتی قابل اعمال است.
Fortunately, many of the considerations applicable to smaller utility boilers are directly applicable to large industrial boilers.
خوشبختانه، بسیاری از ملاحظات قابل اعمال در بویلرهای کوچکتر به طور مستقیم در بویلرهای صنعتی بزرگ قابل اعمال است.
یک دیگ حرارت مرکزی
یک دیگ گاز
دیگ پشتی (= واقع در پشت آتش)
من تازه شنیدم که دیگ آب گرم روشن شد.
یک دیگ گاز روی دیوار دور نصب شده بود.
ممکن است نیاز به نصب یک دیگ بخار جدید داشته باشید.
furnace
کوره
فر
heater
بخاری
kiln
اجاق گاز
stove
ساختن
forge
زباله سوز
incinerator
آهنگری
smithy
شاخص
calefactor
سینراتور
cinerator
مرده سوز
cremator
سیستم گرمایش
heating system
کوره ذوب اهن
blast furnace
اجاق گاز فرانکلین
Franklin stove
روغن سوز
oil burner
مشعل
burner
جعبه آتش نشانی
firebox
منقل
brazier
آتش
pyre
کوره سوزی
crematory
سینراریوم
cinerarium
دامنه
صفحه آشپزخانه
cooker
تنور
hob
آقا
cooktop
مایکروویو
tandoor
پریموس
Aga
گرم تر
microwave
ذغال سوز
Primus
warmer
charcoal burner
freezer
فریزر
