boiler

base info - اطلاعات اولیه

boiler - دیگ بخار

noun - اسم

/ˈbɔɪlər/

UK :

/ˈbɔɪlə(r)/

US :

family - خانواده
boil
جوشیدن
boiling
غلیان
google image
نتیجه جستجوی لغت [boiler] در گوگل
description - توضیح
  • a container for boiling water that is part of a steam engine or is used to provide heating in a house


    ظرفی برای جوشاندن آب که بخشی از موتور بخار است یا برای تامین گرمایش خانه استفاده می شود.


  • وسیله ای که آب را گرم می کند، به ویژه برای تامین گرمایش و آب گرم خانه

  • the part of a steam engine where water is heated to provide power


    بخشی از یک موتور بخار که در آن آب برای تامین نیرو گرم می شود

  • a device that heats water esp. to provide heating and hot water in a house


    دستگاهی که آب را گرم می کند. برای تامین گرمایش و آب گرم خانه

  • All were found to have boiler capacity of less than 150 megawatts.


    همه آنها دارای ظرفیت دیگ کمتر از 150 مگاوات بودند.

  • The idea of a complex structure can be applied to equipment manufactured by different suppliers, e.g. central heating boilers.


    ایده یک ساختار پیچیده را می توان برای تجهیزات تولید شده توسط تامین کنندگان مختلف اعمال کرد، به عنوان مثال. دیگهای حرارت مرکزی

  • To provide a focus Section 11. 4 describes three conceptual approaches to oil boiler conversion to gas-coal burning.


    برای ارائه تمرکز، بخش 11. 4 سه رویکرد مفهومی برای تبدیل دیگ بخار نفت به سوزاندن گاز-زغال سنگ را توضیح می دهد.

  • It also became apparent that a means of removing hardness salts in water was necessary particularly for steam raising boilers.


    همچنین آشکار شد که وسیله ای برای حذف نمک های سختی در آب، به ویژه برای دیگ های بخار بالا ضروری است.

  • If the temperature of the heating system seems erratic, the fault may lie with the boiler thermostat.


    اگر دمای سیستم گرمایش نامنظم به نظر می رسد، ممکن است ایراد از ترموستات دیگ باشد.

  • However many of the considerations which apply to small utility boilers are directly applicable to large industrial boilers.


    با این حال، بسیاری از ملاحظاتی که در مورد دیگهای بخار کوچک کاربرد دارد، مستقیماً برای دیگهای بزرگ صنعتی قابل اعمال است.

  • Fortunately, many of the considerations applicable to smaller utility boilers are directly applicable to large industrial boilers.


    خوشبختانه، بسیاری از ملاحظات قابل اعمال در بویلرهای کوچکتر به طور مستقیم در بویلرهای صنعتی بزرگ قابل اعمال است.

example - مثال
  • a central heating boiler


    یک دیگ حرارت مرکزی

  • a gas boiler


    یک دیگ گاز

  • a back boiler (= located behind a fire)


    دیگ پشتی (= واقع در پشت آتش)

  • I've just heard the hot water boiler come on.


    من تازه شنیدم که دیگ آب گرم روشن شد.

  • There was a gas boiler mounted on the far wall.


    یک دیگ گاز روی دیوار دور نصب شده بود.


  • ممکن است نیاز به نصب یک دیگ بخار جدید داشته باشید.

synonyms - مترادف
  • furnace


    کوره


  • فر

  • heater


    بخاری

  • kiln


    اجاق گاز

  • stove


    ساختن

  • forge


    زباله سوز

  • incinerator


    آهنگری

  • smithy


    شاخص

  • calefactor


    سینراتور

  • cinerator


    مرده سوز

  • cremator


    سیستم گرمایش

  • heating system


    کوره ذوب اهن

  • blast furnace


    اجاق گاز فرانکلین

  • Franklin stove


    روغن سوز

  • oil burner


    مشعل

  • burner


    جعبه آتش نشانی

  • firebox


    منقل

  • brazier


    آتش

  • pyre


    کوره سوزی

  • crematory


    سینراریوم

  • cinerarium


    دامنه


  • صفحه آشپزخانه

  • cooker


    تنور

  • hob


    آقا

  • cooktop


    مایکروویو

  • tandoor


    پریموس

  • Aga


    گرم تر

  • microwave


    ذغال سوز

  • Primus


  • warmer


  • charcoal burner


antonyms - متضاد
  • freezer


    فریزر

لغت پیشنهادی

Anzac

لغت پیشنهادی

blasted

لغت پیشنهادی

artifact