ascent
ascent - صعود
noun - اسم
UK :
US :
عمل بالا رفتن از چیزی یا حرکت به سمت بالا
مسیر یا راهی تا بالای یک چیزی، مثلاً یک کوه
فرآیند مهمتر، قدرتمندتر یا موفقتر از قبل شدن
عمل صعود یا حرکت به سمت بالا
شیب، مسیر یا جاده ای که از چیزی بالا می رود
واقعیت شروع موفقیت
صعود نهایی کلیمانجارو از ساعت 5 صبح آغاز شد.
مردان آخرین صعود خود را ساعت شش روز بعد آغاز کردند.
او کتابی پرفروش درباره اولین صعود به اورست نوشت.
به نظر می رسد برخی از چهار میلیون بازدید کننده سالانه، صعود صرف را به اندازه کافی برآورده نمی کنند.
به صخره ای تکیه دادم و به ویل نگاه کردم که خط صعودش را انتخاب می کند.
این یک صعود شیب دار است، اما جبران آن به دست آوردن سریع یال است.
The ascent had taken 4 hours!
صعود 4 ساعت طول کشیده بود!
متأسفانه در صعود سوم سقوط کرد.
اولین صعود به قله اورست
گاری صعود تدریجی خود را از تپه آغاز کرد.
راکت صعود خود را تندتر کرد.
صعود آنها به قله
در آن سوی دره یک سربالایی تند به بالای تپه بود.
man’s ascent to civilization
صعود انسان به تمدن
صعود سریع او به قدرت
او سال گذشته اولین صعود موفق خود به اورست را انجام داد.
همانطور که هواپیما در حال صعود بود، دود غلیظی را دیدیم که از یک موتور بیرون می آمد.
در سربالایی لغزنده تقلا کردیم.
صعود او به قدرت سریع و غیرمنتظره بود.
بالا آمدن
بالا رفتن
ascension
عروج
rising
رو به افزایش
راه اندازی
soar
اوج گرفتن
ascending
صعودی
soaring
شناور شدن
levitation
بلند کردن
نصب
mounting
صعود
ascendance
پرش
سنگ نوردی
climbing
پوسته پوسته شدن
scaling
کوهنوردی
clambering
جهش
leap
ارتفاع
elevation
پیاده روی
hike
بهار
انفجار کردن
blast-off
در آوردن
lift-off
حرکت به سمت بالا
take-off
معراج
انفجار
upward movement
حمل و نقل هوایی
Ascension
liftoff
blastoff
takeoff
launching
airlift
descent
نزول
رها کردن
dip
شیب
dive
شیرجه رفتن
سقوط
nosedive
دماغی
plunge
غوطه
lowering
پایین آوردن
کاهش می یابد
tumble
غلت زدن
نزول کردن
کاهش
diminution
برش
ضرر - زیان
lessening
رکود
افسردگی
downturn
انقباض
downslide
اسلاید
diminishment
نزولی
abatement
روند نزولی
سقوط کردن
slump
تنزل دادن
shrinkage
downswing
drop-off
falloff
downtrend
fall-off
cutback
downgrading