befit
befit - شایسته
verb - فعل
UK :
US :
مناسب بودن یا مناسب بودن برای کسی یا چیزی
برای کسی یا چیزی مناسب یا مناسب بودن
مناسب بودن یا مناسب بودن
باید هوا سرد و بارانی می بود که شایسته مراسم تدفین است.
مراسم تشییع جنازه ای که شایسته یک قهرمان ملی بود به او دادند.
As befits its relatively young geological age the specimen is preserved with its original shell material.
همانطور که مناسب سن زمین شناسی نسبتا جوان آن است، نمونه با مواد پوسته اصلی خود حفظ می شود.
It is an extremely arduous and difficult process as befits something which is of such vital importance to us.
این یک فرآیند بسیار سخت و دشوار است، همانطور که شایسته چیزی است که برای ما اهمیت حیاتی دارد.
همانطور که شایسته صاحبان یک روزنامه نخبه گرا است، سولزبرگرها پاتریسیس هستند.
They believe because they want to believe it that he is offering disinterested advice as best befits their needs.
آنها معتقدند، زیرا میخواهند آن را باور کنند، که او توصیههای بیعلاقهای ارائه میکند، آنگونه که به بهترین وجه مناسب نیازهایشان است.
این یک پذیرایی مجلل بود که برازنده یک بازدیدکننده از وضعیت او بود.
او به سبک و سیاق یک آقا زندگی می کرد.
او را در کلیسای جامع به خاک سپردند، همانطور که شایسته یکی از موقعیت هایش است.
همانطور که شایسته محیط کوهستانی روستایی آن است، این مسافرخانه 9 اتاقه، یک صبحانه روستایی بزرگ سرو می کند.
کت و شلوار
تبدیل شود
beseem
به نظر می رسد
انجام دادن
مناسب
برو
خدمت
موافق
behooveUS
behooveUS
behoveUK
behoveUK
سود
correspond
مطابقت
همخوانی داشتن
مناسب باشد
مناسب باشد برای
be fitting
درست بودن
صورت حساب را پر کنید
برو با
به ظاهر برای
موظف باشد
قابل قبول باشد
موافق با
راضی کردن
be acceptable
خوب بودن برای
کافی است
پاسخ
مطابق با
suffice
چک کن با
accord with
فرق داشتن
مخالف بودن
رد کردن
شکست
disappoint
ناامید کردن
مخالفت کنند
dissatisfy
ناراضی کردن
disconnect
قطع شدن
disapprove
جدا کردن
disassociate
اجتناب کردن
کافی نیست
not suffice
به اندازه کافی خوب نباشد
آزار دادن
annoy
ناراحت
upset
برخورد
clash
عصبانیت
از دست دادن
مزاحم
بی توجهی
disturb
سوال
neglect
عدم تطابق
توهین کردن
frustrate
mismatch
offend
