bud

base info - اطلاعات اولیه

bud - جوانه

noun - اسم

/bʌd/

UK :

/bʌd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bud] در گوگل
description - توضیح
  • a young tightly rolled-up flower or leaf before it opens


    یک گل یا برگ جوان که محکم پیچیده شده قبل از باز شدن

  • buddy


    رفیق

  • to produce buds


    برای تولید جوانه ها

  • a Budweiser (=a type of beer)


    بادوایزر (=نوعی آبجو)


  • قسمت کوچکی از گیاه که به شکل گل یا برگ در می آید

  • covered with buds


    پوشیده از جوانه

  • →  buddy informal


    → رفیق غیر رسمی

  • cannabis or marijuana


    شاهدانه یا ماری جوانا

  • to produce buds


    بخشی از گیاه که به گل یا برگ تبدیل می شود


  • اسحاق بیش از جوانه های گمنامش توجهی را به خود جلب نمی کند.

  • Isaak draws no more attention than his anonymous buds.


    از یک غنچه پنبه ای برای ترکیب رنگ ها با هم استفاده کنید، بنابراین هیچ خط سختی وجود ندارد.

  • Use a cotton bud to blend the colours together so there are no hard lines.


    برای تجهیز غنچه های گلدان نمایشگاه به چند گیاه نیاز بود؟

  • How many plants were needed to furnish the buds for the exhibition vase?


    این باعث رشد جوانه های زیر نیش شما می شود.


  • رهنمود 18: سعی کنید رفتار نادرست را در جوانه از بین ببرید.

  • Guideline 18: Try to nip misbehaviour in the bud.


    آنها به هر جا که شاخه های بریده شده بود می رفتند و جوانه ها را می خوردند.

  • They went to wherever there were cut-down branches, nibbling off the buds.


    همه افراد با کت و شلوارهای تازه و حالت ایستاده آنقدر تند به نظر می رسند، بنابراین جوانه هایشان باز نمی شود.

  • Everyone looks so brisk in fresh suits of upright postures, so stiff and tense their buds won't open.


example - مثال
  • the first buds appearing in spring


    اولین جوانه ها در بهار ظاهر می شوند

  • The tree is in bud already.


    درخت در حال حاضر جوانه زده است.

  • Listen bud, enough of the wisecracks, OK?


    گوش کن، جوانه، به اندازه کافی عاقلانه، خوب؟

  • It was springtime and the fruit trees were in bud.


    فصل بهار بود و درختان میوه در حال جوانه زدن بودند.

  • The unusually cold winter has caused many plants to bud late this year.


    زمستان غیرمعمول سرد باعث شده است که بسیاری از گیاهان اواخر امسال جوانه بزنند.

  • In early spring the trees begin to bud.


    در اوایل بهار درختان شروع به جوانه زدن می کنند.

synonyms - مترادف
  • sprout


    جوانه


  • شلیک


  • شاخه

  • floret


    گلچه

  • burgeon


    جوانه زدن

  • flowerlet


    گلدان

  • offshoot


    انشعاب

  • plumule


    پلومول

  • scion


    قلمه

  • sprig


    شکوفه

  • twig


    شکوفه - گل

  • bloom


    جنین

  • blossom


    ریشه

  • embryo


    هسته

  • germ


    برآمدگی

  • nucleus


    جرقه

  • outgrowth


    گل اولیه

  • spark


    گل

  • incipient flower


    سر گل


  • برش دادن

  • floweret


    لیز خوردن


  • نیزه

  • cutting


    رشد جدید


  • پوز

  • spear


    گل سرخ


  • اتصال

  • posy


    پیوند


  • غنچه رز

  • splice


  • graft


  • rosebud


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

caused

لغت پیشنهادی

weighing

لغت پیشنهادی

ambience