circumference
circumference - دور
noun - اسم
UK :
US :
فاصله یا اندازه گیری اطراف بیرون دایره یا هر شکل گرد
خط احاطه کننده یک فضای دایره ای، یا طول این خط
لبه بیرونی ناحیه یا جسمی که گرد یا خمیده است یا طول این لبه
فاصله دور یک دایره
A circumference is also the distance around the widest part of a round object or a line enclosing a circular space.
محیط همچنین فاصله دور وسیع ترین قسمت یک جسم گرد یا خطی است که فضای دایره ای را در بر می گیرد.
محیط یک ناحیه با هر اندازه یا شکل لبه بیرونی کامل آن است
این حدود دو و نیم برابر کمتر از محیط واقعی حدود 25000 مایل است.
مرکز و محیط همه دموکراسی!
The trend in cardiovascular mortality with external conjugate was abolished by allowing for head circumference.
روند مرگ و میر قلبی عروقی با کونژوگه خارجی با اجازه دادن به دور سر لغو شد.
Consider figure 6. 2; there the unit length circumference of the circle represents all potential varieties.
شکل 6 را در نظر بگیرید. در آنجا دور واحد طول دایره همه انواع بالقوه را نشان می دهد.
These were grouped into four sets of four placed at 90 intervals round the circumference of the module.
اینها به چهار مجموعه چهار تایی در 90 فاصله دور ماژول گروه بندی شدند.
The Vesica piscis On the diameter of a circle an equilateral triangle is described centrally such that its apex just touches the circumference.
Vesica piscis در قطر یک دایره یک مثلث متساوی الاضلاع در مرکز توصیف شده است به طوری که راس آن فقط محیط را لمس می کند.
او فقط می تواند در محدوده آن درخت حرکت کند.
محیط یک دایره
محیط زمین
محیط زمین تقریباً 25000 مایل است.
دور یک پرتقال
دایره ای به دور 5 اینچ بکشید.
دور زمین را طی کردیم تا بازی را قطع نکنیم.
حاشیه، غیرمتمرکز
مرز
حاشیه
fringe
محیط
perimeter
لبه
verge
محدودیت ها
limits
محدوده
rim
طرح کلی
bounds
محدود می کند
حد نهایی
outline
دامن
confines
مرزی
extremity
مقید شده است
periphery
قطب نما
skirt
لبه زدن
borderline
پایان
bound
قاب
brim
سجاف
compass
متولد شد
edging
دامنه
جریان
لب
hem
حد
skirting
لبه لبه
bourn
marge
ambit
circuit
brink
centreUK
مرکز انگلستان
centerUS
مرکز ایالات متحده
داخل
interior
داخلی
وسط
قلب
هسته
hub
هاب
midpoint
نقطه میانی
midsection
افتتاح
nucleus
نقطه مرکزی
مرحله وسط
بدن
halfway point
مرکزی
mid point
باز کن
پایان
قسمت مرکزی
شروع کنید
سرزمین اصلی
منطقه
کمترین
mainland
قلمرو
بازگشت
minimum
کل
عقب
حد نهایی
بالاتنه
rear
تمرکز
extremity
torso
