jaw
jaw - فک
noun - اسم
UK :
US :
یکی از دو استخوانی که دندان شما در آن قرار دارد
قسمت پایین صورت شما گاهی اوقات تصور می شود که شکل آن شخصیت شما را نشان می دهد
صحبت کردن
قسمت پایین صورت شما که با باز کردن دهان حرکت می کند
یکی از دو استخوان دهان شما که دندان های شما را نگه می دارد
دهان شخص یا حیوان، به خصوص حیوان بزرگ و ترسناک
چیزی که مانند قسمت های بالا و پایین دهان باز و بسته می شود
چیزی خطرناک
بحث
برای صحبت طولانی
هر یک از دو قسمت استخوانی هم مرز با دهان که دندان های شما را در جای خود نگه می دارد
او جوان است و زیبا است، آرواره هایش به سمت جلو، موهایش به عقب کشیده شده، چشمانی عمیق و مستقیم دارد.
در اواسط جیغ، با دستی که روی صورتش آمد و فکش را به زور بسته کرد، در سکوت فرو رفت.
تام آروارهاش را گذاشت، اخم کرد، گوش داد و با جدیت روی زندگیاش تمرکز کرد.
آرواره اش را محکم به هم گره کرده بود، چشمانش ریز شده بود.
آرواره اش جمع شده بود و چشمانش باریک بود.
یک فک قوی
آیا فک شما دست شما را لمس کرده است؟
the top/upper jaw
فک بالا/فک بالا
the bottom/lower jaw
فک پایین/فک پایین
فک پایینش را جلو و عقب کار می کرد.
او فک مربعی قوی دارد.
مشت فکم شکست.
The alligator's jaws snapped shut.
آرواره های تمساح به سرعت بسته شد.
آرواره های یک رذیله
آنها به سختی از چنگال مرگ فرار کردند.
فکش را متفکرانه انگشت گذاشت.
او دو روز روی فک خود ته ریش داشت.
فک دردناکش را مالید.
آروارهاش آماده بود برای دعوا.
آرواره او سرسختانه به جلو کشیده شد. او را انکار نخواهد کرد.
با تعجب آرواره اش را پایین انداخت.
زیر آروارهاش یک چین خوردگی گوشت داشت.
فک افسر تونی را به دردسر انداخت.
یک کوسه می تواند یک قایق را با آرواره های عظیم خود خرد کند.
عنکبوت آرواره هایش را در مچ پایم فرو کرد.
پیتون ها آرواره های خود را باز می کنند تا طعمه خود را به طور کامل ببلعند.
بز کوهی نتوانست از آرواره های باز کروکودیل فرار کند.
سگ آرواره هایش را روی پایش قفل کرد و رها نکرد.
یک فک شکسته
یک مشت در فک
یک مشت روی فک
او یک فک قوی/مربع دارد.
upper/lower jaw
فک بالا/فک پایین
شیر آرواره هایش را باز کرد و غرش کرد.
پایش در آرواره های تله گیر کرده بود.
امدادگران بچه ها را از چنگال مرگ ربودند.
برای این مردان، این سفر به آرواره های جهنم بود.
او نمی دانست که آیا او را به آرواره های سیستم عدالت جنایی پرتاب خواهد کرد یا خیر.
jawbone
استخوان فک
mandible
فک پایین
maxilla
فک بالا
jawline
خط فک
jowl
جفت
chin
چانه
lower jaw
ریز ریز کردن
upper jaw
دهان
chops
دندانپزشکی
استخوان دندان
dentary
هلی کوپتر
dentary bone
گونه
choppers
تکه کردن
آبشش
chop
منقار
gill
سخنگو
beak
صورت حساب
mouthpiece
وانگ
ذهن
wang
استخوان
mentum
زیر فک بالا
استخوان فک پایین
submaxilla
لخت کردن
inferior maxillary bone
پوزه
dewlap
استخوان فک بالا
muzzle
پایان دادن
maxillary bone
endite
