liken

base info - اطلاعات اولیه

liken - تشبیه کردن

verb - فعل

/ˈlaɪkən/

UK :

/ˈlaɪkən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [liken] در گوگل
description - توضیح

  • اینکه بگوییم کسی شبیه شخص دیگری است یا ویژگی های مشابهی دارد

  • Retailers were delighted, likening the sales pace to the Christmas season.


    خرده فروشان خوشحال شدند و سرعت فروش را به فصل کریسمس تشبیه کردند.

  • There was no attempt to liken any Conservative minister or downtrodden Chancellor, to Baldrick or anyone else.


    هیچ تلاشی برای تشبیه وزیر محافظه کار یا صدراعظم سرکوب شده به بالدریک یا هر شخص دیگری صورت نگرفت.

  • But if she had to liken him to anything it would be an overgrown teddy bear in determined pursuit of his honey.


    اما اگر بخواهد او را به چیزی تشبیه کند، خرس عروسکی بیش از حد رشد کرده است که مصمم به دنبال عسل خود است.

  • Then Jones will liken Switzer to some of the great men in world history like Marco Polo.


    سپس جونز سوییس را به برخی از مردان بزرگ تاریخ جهان مانند مارکوپولو تشبیه خواهد کرد.

  • Critics have likened the new city hall building to a barn.


    منتقدان ساختمان جدید شهرداری را به انباری تشبیه کرده اند.

  • Morris has often been likened to Bobby Kennedy.


    موریس اغلب به بابی کندی تشبیه شده است.

  • A reporter can only write one story at a time which I liken to preparing just one dish at a time.


    یک خبرنگار در هر زمان فقط می تواند یک داستان بنویسد که من آن را به تهیه یک غذا در یک زمان تشبیه می کنم.

  • He likened today's stockmarket to that of the 1920's.


    او بازار سهام امروز را به بازار سهام در دهه 1920 تشبیه کرد.

  • It will liken welfare to drugs: soothing, addictive, and utterly destructive of independence and initiative.


    رفاه را به مواد مخدر تشبیه می کند: آرامش بخش، اعتیاد آور و کاملاً مخرب استقلال و ابتکار.

example - مثال
  • She's been likened to a young Elizabeth Taylor.


    او را به الیزابت تیلور جوان تشبیه کرده اند.

synonyms - مترادف

  • مقایسه کنید

  • equate


    برابر کردن

  • analogize


    قیاس کردن


  • همخوانی داشتن

  • parallel


    موازی


  • وابسته

  • correlate


    همبستگی


  • ارتباط دادن

  • assimilate


    جذب، همانند ساختن

  • bracket


    براکت


  • مربوط بودن

  • juxtapose


    در کنار هم قرار دادن

  • allegorize


    تمثیل کردن


  • رویکرد


  • تعادل

  • bracket together


    براکت با هم


  • برابر


  • شبیه

  • draw an analogy between


    یک قیاس بین

  • make an analogy between


    برقراری ارتباط بین

  • make connections between


    نشان دادن شباهت بین

  • show the resemblance between


    شباهت بین

  • show the similarity between


    با هم فکر کنیم


  • تقریبی به

  • approximate to


    مقایسه خرس


  • تمایز بین


  • یک توازی بین

  • draw a parallel between


    موازی بکشید

  • draw parallel


    شناسایی با


  • قیاسی از

  • make an analogy of


antonyms - متضاد

  • تضاد


  • فرق داشتن

  • disconnect


    قطع شدن

  • disproportion


    عدم تناسب

  • imbalance


    عدم تعادل


  • جداگانه، مجزا

  • disassociate


    جدا کردن

  • dissociate


    لغو پیوند

  • unlink


    بخش


  • لغو کردن

  • undo


    طلاق


  • تقسیم کردن


  • زنگ تفريح


  • متفرق شدن

  • detach


    فاصله

  • decouple


    از هم گسستن

  • disunite


    غیر مرتبط

  • uncouple


    شکاف


  • جداسازی

  • disentangle


    خارج کردن

  • unassociate


    منزوی


  • عدم وابستگی

  • sever


    شکستن

  • extricate


  • isolate


  • disaffiliate


  • unyoke




لغت پیشنهادی

separations

لغت پیشنهادی

mosques

لغت پیشنهادی

probable