liken
liken - تشبیه کردن
verb - فعل
UK :
US :
اینکه بگوییم کسی شبیه شخص دیگری است یا ویژگی های مشابهی دارد
خرده فروشان خوشحال شدند و سرعت فروش را به فصل کریسمس تشبیه کردند.
There was no attempt to liken any Conservative minister or downtrodden Chancellor, to Baldrick or anyone else.
هیچ تلاشی برای تشبیه وزیر محافظه کار یا صدراعظم سرکوب شده به بالدریک یا هر شخص دیگری صورت نگرفت.
But if she had to liken him to anything it would be an overgrown teddy bear in determined pursuit of his honey.
اما اگر بخواهد او را به چیزی تشبیه کند، خرس عروسکی بیش از حد رشد کرده است که مصمم به دنبال عسل خود است.
سپس جونز سوییس را به برخی از مردان بزرگ تاریخ جهان مانند مارکوپولو تشبیه خواهد کرد.
منتقدان ساختمان جدید شهرداری را به انباری تشبیه کرده اند.
موریس اغلب به بابی کندی تشبیه شده است.
یک خبرنگار در هر زمان فقط می تواند یک داستان بنویسد که من آن را به تهیه یک غذا در یک زمان تشبیه می کنم.
او بازار سهام امروز را به بازار سهام در دهه 1920 تشبیه کرد.
It will liken welfare to drugs: soothing, addictive, and utterly destructive of independence and initiative.
رفاه را به مواد مخدر تشبیه می کند: آرامش بخش، اعتیاد آور و کاملاً مخرب استقلال و ابتکار.
مقایسه کنید
equate
برابر کردن
analogize
قیاس کردن
همخوانی داشتن
parallel
موازی
وابسته
correlate
همبستگی
ارتباط دادن
assimilate
جذب، همانند ساختن
bracket
براکت
مربوط بودن
juxtapose
در کنار هم قرار دادن
allegorize
تمثیل کردن
رویکرد
تعادل
bracket together
براکت با هم
برابر
شبیه
یک قیاس بین
برقراری ارتباط بین
نشان دادن شباهت بین
شباهت بین
با هم فکر کنیم
تقریبی به
approximate to
مقایسه خرس
تمایز بین
یک توازی بین
موازی بکشید
draw parallel
شناسایی با
قیاسی از
تضاد
فرق داشتن
disconnect
قطع شدن
disproportion
عدم تناسب
imbalance
عدم تعادل
جداگانه، مجزا
disassociate
جدا کردن
dissociate
لغو پیوند
unlink
بخش
لغو کردن
undo
طلاق
تقسیم کردن
زنگ تفريح
متفرق شدن
detach
فاصله
decouple
از هم گسستن
disunite
غیر مرتبط
uncouple
شکاف
جداسازی
disentangle
خارج کردن
unassociate
منزوی
عدم وابستگی
sever
شکستن
extricate
isolate
disaffiliate
unyoke
