mannered
mannered - با اخلاق
adjective - صفت
UK :
US :
behaviour, speech or writing that is mannered is not natural and is intended to make people admire you – used to show disapproval
رفتار، گفتار، یا نوشتاری که با ادب است، طبیعی نیست و به منظور تحسین مردم است - برای نشان دادن عدم تایید استفاده می شود.
سبک رفتار یا گفتار منسجم مصنوعی است یا برای دستیابی به یک اثر خاص است
برای توصیف فردی با رفتار یا شخصیت از نوع بیان شده استفاده می شود
داشتن روش هایی برای رفتار با مردم
disapproving A mannered way of speaking or behaving is one that is artificial, or intended to achieve a particular effect
مخالفت کردن روشی برای گفتار یا رفتار آداب است که مصنوعی باشد یا برای رسیدن به یک اثر خاص باشد.
برخلاف رابرتز، هنریکسن مغناطیسی است بدون اینکه رفتار کند.
او تحصیلکرده، خوش اخلاق و کشاورز خوبی بود که الر گفته بود.
او قدرت حرفه خود را داشت اما ذاتاً رفتاری ملایم و صمیمی داشت.
و مور، گرچه رفتاری دارد، اما اعتبار کافی برای کلیک کردن در نقش خود ایجاد می کند.
It has evolved from the simplest folk through the mannered court and finally to the expert classical dance.
این رقص از ساده ترین عامیانه از طریق دادگاه با اخلاق و در نهایت به رقص کلاسیک متخصص تکامل یافته است.
تصور اول مردی تمیز است، خوش اخلاق، بینقص.
روشی برای صحبت کردن
سبک نثر او بسیار متین و خودآگاه است.
حرکات عمدی آهسته و منظم
بچه بد اخلاق
بازی او در نقش هملت به دلیل رفتار بسیار با اخلاق مورد انتقاد قرار گرفت.
پسر بد اخلاق
جوانی ملایم (= ملایم و آرام) بود.
متوجه شدم فرزندانش چقدر خوش اخلاق هستند.
بچه ها خوش اخلاق هستند
او به نوشتن ادامه داد، اما نثر ادبی او مورد استقبال قرار نگرفت.
affected
متأثر، تحت تأثیر، دچار، مبتلا
artificial
ساختگی
posed
مطرح کرد
put-on
پوشیدن
pretentious
پرمدعا
pseudo
شبه
stilted
خمیده
contrived
بازیگری
actorly
arty-farty
arty-farty
دارای جزئیات - بسیط
elaborate
مجبور شد
forced
غیر صادقانه
insincere
گرانبها
precious
سفت
stiff
تئاتری
theatrical
غیر طبیعی
unnatural
هوای
airish
آپیش
apish
هنری
artsy
اردوگاه
کمپینگ
campy
چیچی
chichi
هوشیار، آگاه
conscious
نادرست
مهربان
genteel
بالارفتن
highfaluting
خودآگاه
self-conscious
ساده کردن
simpering
استگی
stagy
هالیوود رفته
gone Hollywood
طبیعی
unpretentious
بی تکلف
genuine
اصل
واقعی
صادقانه
sincere
مخلص - بی ریا - صمیمانه
unaffected
بی تاثیر
unfeigned
بدون جعل
artless
بی هنر
spontaneous
خود جوش
درست است، واقعی
فروتن
unforced
غیر اجباری
uncontrived
ساخته نشده
heartfelt
از صمیم قلب
ساده
restrained
مهار شده
relaxed
آرام
undramatic
غیر نمایشی
candid
جلگه
plain
سرراست
straightforward
دینکم
dinkum
صریح
frank
معمولی
معتبر
authentic
بدون طراحی
undesigning
اغراق نشده
unexaggerated
مشروع
کمدی
comedic
غیر تئاتری
untheatrical