milieu
milieu - محیط
noun - اسم
UK :
US :
چیزها و افرادی که شما را احاطه کرده اند و بر نحوه زندگی و تفکر شما تأثیر می گذارند
the people physical and social conditions and events that provide the environment in which someone acts or lives
افراد، شرایط فیزیکی و اجتماعی و رویدادهایی که محیطی را فراهم می کند که فرد در آن عمل می کند یا زندگی می کند
the people and the physical and social conditions and events that provide a background in which someone acts or lives
مردم و شرایط فیزیکی و اجتماعی و رویدادهایی که زمینه ای را فراهم می کند که در آن شخص عمل می کند یا زندگی می کند
لستر در یک محیط دانشگاهی زندگی و کار می کند.
به نظر می رسد ویل در محیط سخت و متحول کننده ذهن راک و روح رشد می کند.
Up until the civil rights movement of the 1960s, they tended to marry only those from their own class and milieu.
تا قبل از جنبش حقوق مدنی در دهه 1960، آنها فقط با افرادی از طبقه و محیط خود ازدواج می کردند.
Our specific role in the political milieu is to upset the apple cart, which is precisely what happened in Florida.
نقش خاص ما در محیط سیاسی، برهم زدن گاری سیب است، دقیقاً همان چیزی که در فلوریدا اتفاق افتاد.
And in fact the isolation and weakness of the radical milieu put a premium upon commitment to an unqualified Utopia.
و در واقع، انزوا و ضعف محیط رادیکال بر تعهد به یک آرمانشهر بیصلاحیت برتری میبخشد.
گروتونی نه تنها خود مدرسه، بلکه محیط اجتماعی را که پسرانش را به آنجا فرستاد، منعکس می کرد.
در چنین مواردی، همسایگی به جای محیط ممکن است مردم را به هم نزدیک کرده باشد.
یافته های این گزارش به یک محیط اجتماعی و فرهنگی خاص اشاره دارد.
این مطالعه محیط اجتماعی و فرهنگی است که میکل آنژ در آن زندگی و کار می کرد.
محیط ایرلندی-کاتولیک شیکاگو
یک محیط فرهنگی
محیط
تنظیمات
surroundings
محیط اطراف
زمینه
صحنه
جو
backdrop
پس زمینه
متن نوشته
environs
اطراف
ambient
اقلیم
شرایط
clime
بافت
conditions
متوسط
contexture
احاطه
زمین
کیسه
terrain
وضعیت
ambiance
ماتریس
ambience
Mise en صحنه
موقعیت
چارچوب
matrix
را احاطه می کند
mise en scene
زیستگاه
circumstances
سناریو
عنصر
surrounds
قاب
چشم انداز
brightness
روشنایی
سبک
