narration
narration - روایت
noun - اسم
UK :
US :
توصیف یا توضیح گفتاری که در طول یک فیلم، نمایشنامه و غیره داده می شود
عمل گفتن یک داستان
یادداشتی که دلیل ورود به حساب را توضیح می دهد
شرح شفاهی وقایع ارائه شده در طول یک فیلم یا برنامه تلویزیونی
a spoken description of events given during a film or television programme
گفتن یک داستان یا کار یک راوی
یادداشتی در مجموعه ای از حساب ها که جزئیات پرداخت انجام شده یا دریافتی را ارائه می دهد
نویسنده روایت، نوشته های مجله و نامه ها را در رمان ترکیب می کند.
ترحم متمرکز روایت او و وضوحی که او با آن تأثیرات فلج کننده خود را بر بلانچ منتقل می کند، نفس گیر است.
The concentrated pathos of her narration, and the clarity with which she conveys its crippling effects on Blanche, is breathtaking.
احتمالاً روش روایت شما در داستان کوتاه متفاوت است.
فرآیند روایت شامل تفسیر این رویدادهای گذشته در پرتو رویدادهای دیگری است که از آن زمان تاکنون تجربه شده است.
The process of narration involves an interpretation of these past events in light of other events that have been experienced since.
روایت شکسپیر دارای افراط در تدبیر و تدبیر است.
سطح پویا بسیار پایین است، بنابراین پس زمینه خوبی برای یک روایت گفتاری یا یک خواننده انفرادی ایجاد می کند.
The dynamic level is quite low so it makes a good background to a spoken narration or a solo singer.
گرسون گویندگی «سیندرلا» دیزنی را انجام داد.
این روایت مشاهدات شخصی و حقایق تاریخی را به تأثیر بدبینانه تغییر می دهد.
The narration alternates personal observation and historical facts to cynical effect.
از آنجایی که این برنامه دارای ویدیو با روایت است، با این حال، باید کارت صدایی که استفاده می کنید را مشخص کنید.
As this application has video with narration, however you do need to specify the sound card you will be using.
The novel constantly switches between first-person and third-person narration.
رمان مدام بین روایت اول شخص و سوم شخص جابه جا می شود.
او روایت را برای تولید ضبط کرده است.
خانم جودی دنچ گویندگی این مستند را انجام داده است.
recital
رسیتال
telling
گفتن
recitation
بازگو کردن
detailing
جزئیات
recountal
رابطه
recounting
تفسیر
مربوط
commentary
وقایع نگاری
relating
مشق
chronicling
توصیف می کند
rehearsal
خواندن
describing
داستان سرایی
حسابداری
storytelling
آشکار می شود
accounting
صداگذاری
unfolding
حساب
voice-over
گزارش
ارائه
خلاصه سازی
شرح
recapitulation
داستان
تاريخچه
روایت
chronicle
به تصویر کشیدن
کارایی
رفتن
portrayal
شمارش
rendering
enumeration
