narration

base info - اطلاعات اولیه

narration - روایت

noun - اسم

/nəˈreɪʃn/

UK :

/nəˈreɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [narration] در گوگل
description - توضیح

  • توصیف یا توضیح گفتاری که در طول یک فیلم، نمایشنامه و غیره داده می شود

  • the act of telling a story


    عمل گفتن یک داستان

  • a note explaining the reason for an entry in an account


    یادداشتی که دلیل ورود به حساب را توضیح می دهد

  • the act of telling a story


    شرح شفاهی وقایع ارائه شده در طول یک فیلم یا برنامه تلویزیونی

  • a spoken description of events given during a film or television programme


    گفتن یک داستان یا کار یک راوی

  • the telling of a story or the work of a narrator


    یادداشتی در مجموعه ای از حساب ها که جزئیات پرداخت انجام شده یا دریافتی را ارائه می دهد

  • a note in a set of accounts that gives details about a payment made or received


    نویسنده روایت، نوشته های مجله و نامه ها را در رمان ترکیب می کند.

  • The author combines narration, journal entries, and letters in the novel.


    ترحم متمرکز روایت او و وضوحی که او با آن تأثیرات فلج کننده خود را بر بلانچ منتقل می کند، نفس گیر است.

  • The concentrated pathos of her narration, and the clarity with which she conveys its crippling effects on Blanche, is breathtaking.


    احتمالاً روش روایت شما در داستان کوتاه متفاوت است.

  • Your method of narration is likely to be different in a short story.


    فرآیند روایت شامل تفسیر این رویدادهای گذشته در پرتو رویدادهای دیگری است که از آن زمان تاکنون تجربه شده است.

  • The process of narration involves an interpretation of these past events in light of other events that have been experienced since.


    روایت شکسپیر دارای افراط در تدبیر و تدبیر است.

  • Shakespeare's narration has an excess of artifice and circumlocution.


    سطح پویا بسیار پایین است، بنابراین پس زمینه خوبی برای یک روایت گفتاری یا یک خواننده انفرادی ایجاد می کند.

  • The dynamic level is quite low so it makes a good background to a spoken narration or a solo singer.


    گرسون گویندگی «سیندرلا» دیزنی را انجام داد.

  • Gerson did the narration for Disney's Cinderella.


    این روایت مشاهدات شخصی و حقایق تاریخی را به تأثیر بدبینانه تغییر می دهد.

  • The narration alternates personal observation and historical facts to cynical effect.


    از آنجایی که این برنامه دارای ویدیو با روایت است، با این حال، باید کارت صدایی که استفاده می کنید را مشخص کنید.

  • As this application has video with narration, however you do need to specify the sound card you will be using.


example - مثال
  • The novel constantly switches between first-person and third-person narration.


    رمان مدام بین روایت اول شخص و سوم شخص جابه جا می شود.

  • He has recorded the narration for the production.


    او روایت را برای تولید ضبط کرده است.

  • Dame Judi Dench did the narration for the documentary.


    خانم جودی دنچ گویندگی این مستند را انجام داده است.

synonyms - مترادف
  • recital


    رسیتال

  • telling


    گفتن

  • recitation


    بازگو کردن

  • detailing


    جزئیات

  • recountal


    رابطه

  • recounting


    تفسیر


  • مربوط

  • commentary


    وقایع نگاری

  • relating


    مشق

  • chronicling


    توصیف می کند

  • rehearsal


    خواندن

  • describing


    داستان سرایی


  • حسابداری

  • storytelling


    آشکار می شود

  • accounting


    صداگذاری

  • unfolding


    حساب

  • voice-over


    گزارش


  • ارائه


  • خلاصه سازی


  • شرح

  • recapitulation


    داستان


  • تاريخچه


  • روایت

  • chronicle


    به تصویر کشیدن


  • کارایی


  • رفتن

  • portrayal


    شمارش


  • rendering



  • enumeration


antonyms - متضاد
  • concealment


    پنهان کاری

  • suppression


    سرکوب


  • ساکت


  • سکوت


  • سوال

  • denial


    انکار

  • vagueness


    ابهام

  • ignorance


    جهل


  • کل

  • refusal


    امتناع

  • withdrawal


    برداشت از حساب


  • راز

  • complication


    عوارض

  • hiding


    قایم شدن

  • misrepresentation


    ارائه اطلاعات نادرست

لغت پیشنهادی

ballade

لغت پیشنهادی

futures

لغت پیشنهادی

farfetched