unethical

base info - اطلاعات اولیه

unethical - غیر اخلاقی

adjective - صفت

/ʌnˈeθɪkl/

UK :

/ʌnˈeθɪkl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unethical] در گوگل
description - توضیح
  • morally unacceptable


    از نظر اخلاقی غیر قابل قبول

  • not ethical (= based on moral beliefs)


    غیر اخلاقی (= بر اساس باورهای اخلاقی)

  • not morally acceptable


    از نظر اخلاقی قابل قبول نیست

  • morally wrong


    از نظر اخلاقی اشتباه است

  • They establish safety without endangering the subjects, and thus should not be considered unethical.


    آنها ایمنی را بدون به خطر انداختن سوژه ها برقرار می کنند و بنابراین نباید غیراخلاقی تلقی شوند.

  • Much global business remains mercilessly unethical at heart.


    بسیاری از مشاغل جهانی در قلب به طرز بی رحمانه ای غیراخلاقی باقی می مانند.

  • The fact that you are very hard-nosed about weeding out unethical behavior helps.


    این واقعیت که شما در مورد از بین بردن رفتارهای غیراخلاقی بسیار سخت گیر هستید کمک می کند.

  • It would be unethical for me to reveal anything my client has discussed with me.


    برای من غیراخلاقی است که هر چیزی را که موکلم با من صحبت کرده است فاش کنم.

  • All of this is highly unethical, not to say illegal.


    همه اینها بسیار غیراخلاقی است، نه گفتن غیرقانونی.

  • To struggle against the tide of negativism, immorality and unethical practices in the world is a difficult enterprise.


    مبارزه با موج منفی گرایی، بداخلاقی و اعمال غیراخلاقی در جهان کار دشواری است.

  • He says that it is unethical to produce and market a drug which would harm the patient or a foetus.


    او می گوید که تولید و عرضه دارویی که به بیمار یا جنین آسیب می رساند، غیراخلاقی است.

  • To prescribe nothing could be unethical, uncaring, and perilous in terms of the investigation of the case and the pursuit of truth.


    تجویز هیچ چیز از نظر بررسی پرونده و پیگیری حقیقت نمی تواند غیراخلاقی، بی توجه و خطرناک باشد.

  • This is deemed unethical until a product is licensed.


    تا زمانی که یک محصول مجوز نداشته باشد، این غیراخلاقی تلقی می شود.

example - مثال
  • The doctor was suspended amid accusations of unethical behaviour.


    دکتر به دلیل اتهامات رفتار غیراخلاقی از کار تعلیق شد.

  • It would be unethical to carry out such experiments on animals.


    انجام چنین آزمایشاتی بر روی حیوانات غیراخلاقی است.

  • unethical business practices


    شیوه های تجاری غیر اخلاقی

  • The Financial Services Authority's probe into unethical and illegal trading is focussing on the top 20 fund managers of unit trust companies.


    تحقیقات اداره خدمات مالی در مورد تجارت غیراخلاقی و غیرقانونی بر 20 مدیر ارشد صندوق شرکت های اعتماد واحد متمرکز است.

  • unethical behaviour/conduct/practices


    رفتار/رفتار/عملکرد غیر اخلاقی

  • What is considered unethical in one country may be standard business practice in another.


    آنچه در یک کشور غیراخلاقی تلقی می شود، ممکن است در کشور دیگر یک روش تجاری استاندارد باشد.

  • Complaints allege board members acted unethically by asking an intermediary to arrange a meeting with the judge responsible for the case.


    شکایات حاکی از آن است که اعضای هیئت مدیره با درخواست از یک واسطه برای ترتیب دادن ملاقات با قاضی مسئول پرونده، غیراخلاقی عمل کردند.

synonyms - مترادف
  • immoral


    غیر اخلاقی


  • اشتباه

  • unscrupulous


    بی وجدان


  • کثیف

  • dishonest


    متقلب

  • disreputable


    بی اعتبار

  • unfair


    غیر منصفانه

  • unprincipled


    غیر اصولی

  • bad


    بد

  • improper


    نامناسب

  • dishonourableUK


    بی شرف انگلستان

  • evil


    سایه دار

  • shady


    گناهکار

  • sinful


    زیر دست

  • unconscionable


    غیر حرفه ای

  • underhand


    شریر

  • unprofessional


    فریبنده

  • wicked


    بی گناه

  • amoral


    لغزنده

  • deceitful


    شرور

  • iniquitous


    فاسد

  • slippery


    جعلی

  • villainous


    غیر مجاز

  • corrupt


    سیاه

  • depraved


    کج شده

  • devious


    تاریک

  • fraudulent




  • crooked



antonyms - متضاد
  • ethical


    اخلاقی


  • اصولی

  • principled


    درست


  • نجیب

  • decent


    مناسب

  • fitting


    فقط


  • عمودی


  • با فضیلت

  • upright


    فساد ناپذیر

  • virtuous


    عادل

  • incorruptible


    مقدس

  • righteous


    قابل اعتماد

  • saintly


    بی گناه

  • trustworthy


    حلال

  • guiltless


    مسئول

  • lawful


    سربلند


  • منصفانه

  • upstanding


    نمونه

  • equitable


    محترم انگلستان

  • exemplary


    خالص

  • honourableUK


    تمیز


  • با وجدان


  • خوب

  • conscionable


    بی تقصیر


  • بی عیب و نقص

  • moralistic


    دقیق

  • blameless


    صادقانه

  • impeccable


  • scrupulous



  • noble


لغت پیشنهادی

bellboy

لغت پیشنهادی

untangle

لغت پیشنهادی

message