unethical
unethical - غیر اخلاقی
adjective - صفت
UK :
US :
morally unacceptable
از نظر اخلاقی غیر قابل قبول
غیر اخلاقی (= بر اساس باورهای اخلاقی)
not morally acceptable
از نظر اخلاقی قابل قبول نیست
morally wrong
از نظر اخلاقی اشتباه است
They establish safety without endangering the subjects, and thus should not be considered unethical.
آنها ایمنی را بدون به خطر انداختن سوژه ها برقرار می کنند و بنابراین نباید غیراخلاقی تلقی شوند.
بسیاری از مشاغل جهانی در قلب به طرز بی رحمانه ای غیراخلاقی باقی می مانند.
این واقعیت که شما در مورد از بین بردن رفتارهای غیراخلاقی بسیار سخت گیر هستید کمک می کند.
برای من غیراخلاقی است که هر چیزی را که موکلم با من صحبت کرده است فاش کنم.
همه اینها بسیار غیراخلاقی است، نه گفتن غیرقانونی.
To struggle against the tide of negativism, immorality and unethical practices in the world is a difficult enterprise.
مبارزه با موج منفی گرایی، بداخلاقی و اعمال غیراخلاقی در جهان کار دشواری است.
او می گوید که تولید و عرضه دارویی که به بیمار یا جنین آسیب می رساند، غیراخلاقی است.
To prescribe nothing could be unethical, uncaring, and perilous in terms of the investigation of the case and the pursuit of truth.
تجویز هیچ چیز از نظر بررسی پرونده و پیگیری حقیقت نمی تواند غیراخلاقی، بی توجه و خطرناک باشد.
تا زمانی که یک محصول مجوز نداشته باشد، این غیراخلاقی تلقی می شود.
دکتر به دلیل اتهامات رفتار غیراخلاقی از کار تعلیق شد.
انجام چنین آزمایشاتی بر روی حیوانات غیراخلاقی است.
unethical business practices
شیوه های تجاری غیر اخلاقی
The Financial Services Authority's probe into unethical and illegal trading is focussing on the top 20 fund managers of unit trust companies.
تحقیقات اداره خدمات مالی در مورد تجارت غیراخلاقی و غیرقانونی بر 20 مدیر ارشد صندوق شرکت های اعتماد واحد متمرکز است.
unethical behaviour/conduct/practices
رفتار/رفتار/عملکرد غیر اخلاقی
آنچه در یک کشور غیراخلاقی تلقی می شود، ممکن است در کشور دیگر یک روش تجاری استاندارد باشد.
Complaints allege board members acted unethically by asking an intermediary to arrange a meeting with the judge responsible for the case.
شکایات حاکی از آن است که اعضای هیئت مدیره با درخواست از یک واسطه برای ترتیب دادن ملاقات با قاضی مسئول پرونده، غیراخلاقی عمل کردند.
immoral
غیر اخلاقی
اشتباه
unscrupulous
بی وجدان
کثیف
dishonest
متقلب
disreputable
بی اعتبار
unfair
غیر منصفانه
unprincipled
غیر اصولی
بد
improper
نامناسب
dishonourableUK
بی شرف انگلستان
evil
سایه دار
shady
گناهکار
sinful
زیر دست
unconscionable
غیر حرفه ای
underhand
شریر
unprofessional
فریبنده
wicked
بی گناه
amoral
لغزنده
deceitful
شرور
iniquitous
فاسد
slippery
جعلی
villainous
غیر مجاز
corrupt
سیاه
depraved
کج شده
devious
تاریک
fraudulent
crooked
ethical
اخلاقی
اصولی
principled
درست
نجیب
decent
مناسب
fitting
فقط
عمودی
با فضیلت
upright
فساد ناپذیر
virtuous
عادل
incorruptible
مقدس
righteous
قابل اعتماد
saintly
بی گناه
trustworthy
حلال
guiltless
مسئول
lawful
سربلند
منصفانه
upstanding
نمونه
equitable
محترم انگلستان
exemplary
خالص
honourableUK
تمیز
با وجدان
خوب
conscionable
بی تقصیر
بی عیب و نقص
moralistic
دقیق
blameless
صادقانه
impeccable
scrupulous
noble
