beforehand
beforehand - از قبل
adverb - قید
UK :
US :
قبل از اینکه اتفاق دیگری بیفتد یا انجام شود
earlier (than a particular time)
زودتر (از یک زمان خاص)
earlier (than a particular time); in advance
زودتر (از یک زمان خاص)؛ از پیش
تقریبا همه غذاها از قبل آماده شده بود.
بنابراین، رفتار خریدار باید از قبل مشخص شود.
بدیهی است که این در توافق قبلی نبود.
آیا از قبل باید بحث گسترده تری در مورد این مسائل صورت گیرد؟
اگر واقعاً می خواهید، می توانید از قبل آن را در چربی داغ قهوه ای کنید.
As any Economics 101 student could have warned beforehand, none of these schemes has had more than a marginal impact.
همانطور که هر دانشجوی اقتصاد 101 میتوانست از قبل هشدار دهد، هیچ یک از این طرحها تاثیری جزئی نداشته است.
ما از قبل توافق کرده بودیم که برنامه هایمان را به دیگری نگوییم.
She says she goes into training beforehand, taking extra vitamins, doing extra aerobics and eating right.
او میگوید که از قبل تمرین میکند، ویتامینهای اضافی مصرف میکند، ورزشهای هوازی اضافی انجام میدهد و درست غذا میخورد.
باید از قبل به من می گفتی شاید دیر بیایی.
You are given drugs about half an hour beforehand then you're wheeled into a big room which is all tiled.
حدود نیم ساعت قبل به شما دارو داده می شود و سپس شما را به اتاق بزرگی می برند که تماماً کاشی کاری شده است.
دو هفته / سه روز / چند ساعت قبل
کاش از قبل در موردش می دانستیم
او از قبل به من هشدار داد که چه انتظاری داشته باشم.
میدونستم اون بعدازظهر میاد چون از قبل زنگ زده بود تا بگه.
او از قبل زنگ زده بود تا به من اطلاع دهد که می آید.
قبل از
earlier
زودتر
قبلا
formerly
سابق
antecedently
از قبل
قبلا، پیش از این
anteriorly
به صورت قدامی
afore
پیش از این
در پیش
preliminarily
به طور مقدماتی
precedently
جلو
sooner
زود
fore
قبلی
به طور نامناسب
ante
زودرس
پیش از موعد
inopportunely
بی فصل
precociously
از پیش
prematurely
قبل از آن
unseasonably
در آمادگی
precocious
قبل از الان
جلوتر از زمان
earlier on
در پیش بینی
in readiness
تا کنون
مدتی پیش
یک بار
in anticipation
heretofore
hitherto
belatedly
با تاخیر
دیر
tardily
بعد از
پس از آن
afterward
بعد
afterwards
متعاقبا
بعد از آن
subsequently
پشت دست
thereafter
سپس
پشت
behindhand
در نهایت
به تازگی
به صورت انبساطی
در نتیجه
latterly
به آرامی
dilatorily
در دنباله این
ensuingly
بعد ها
پشت زمان
آینده
در زمان بعدی
به موقع
پایین خط
به صورت خلفی
آخر
به طور متخلفانه
posteriorly
بعد از این
غیر وقت شناس
delinquently
unpunctual
