anarchism
anarchism - آنارشیسم
noun - اسم
UK :
US :
the political belief that there should be no government and ordinary people should work together to improve society
این باور سیاسی که نباید حکومتی وجود داشته باشد و مردم عادی باید برای بهبود جامعه با یکدیگر همکاری کنند
the political belief that there should be little or no formal or official organization to society but that people should work freely together
این باور سیاسی که باید سازمان رسمی یا رسمی در جامعه کم باشد یا اصلا وجود نداشته باشد، اما مردم باید آزادانه با هم کار کنند
The mid-1960s were the watershed of postwar society and the creativity and anarchism of the period left nothing untouched.
اواسط دهه 1960 نقطه عطف جامعه پس از جنگ بود و خلاقیت و آنارشیسم آن دوره چیزی دست نخورده باقی نگذاشت.
However anarchism remained an influential competitor to the Communist movement until well into the late 1920s.
با این حال، آنارشیسم تا اواخر دهه 1920 یک رقیب تأثیرگذار برای جنبش کمونیستی باقی ماند.
شخصیت محوری موردی را برای آنارشیسم فردگرایانه مکی ارائه می کند.
شکل افراطی این دیدگاه که در آن نقشی برای دولت وجود ندارد، آنارشیسم نامیده می شود.
خواسته های بقا نوعی آنارشیسم را بر انارس تحمیل کرده است.
Its consequences are hostility to the strong state and vanguard party and sympathy with pluralism and perhaps forms of anarchism.
پیامدهای آن خصومت با دولت قوی و حزب پیشتاز و همدردی با پلورالیسم و شاید اشکال آنارشیسم است.
رنگ و بویی از آنارشیسم و سوسیالیسم داشت.
آنارشیسم کارگری تکان دهنده تر، کمتر خطرناک است.
اختلال
anarchy
هرج و مرج
lawlessness
بی قانونی
turmoil
آشفتگی
riot
شورش
rebellion
غوغا
tumult
انقلاب
غلط حکومت کن
insurrection
نا آرام
misrule
آشوب
mutiny
furorUS
unrest
furoreUK
upheaval
بی نظمی
uproar
تحریک
furorUS
دمپوس
furoreUK
دعوا کردن
unruliness
شکستگی ها
agitation
تشنج
rioting
ضربه
rumpus
اختلاف
خشونت
fracas
دور زدن
convulsion
نزاع
تروریسم
discord
affray
quarrel
brawl
melee
سفارش
صلح
توافق
ترتیب
calm
آرام
calmness
آرامش
conformity
مطابقت
harmony
هارمونی
روش
organisationUK
سازمان انگلستان
organizationUS
سازمان ایالات متحده
ساکت
سیستم
tranquillityUK
آرامش انگلستان
tranquilityUS
آرامش ایالات متحده
tidiness
آراستگی
دولت
قانون
کنترل
انضباط
غیر آنارشی
nonanarchy
قانونمندی
lawfulness
قانون و نظم
نظم و ترتیب
orderliness
تشریفات
solemnity
خونسردی
composure
جدیت
seriousness
انسجام
coherence
با هم بودن
togetherness
ثبات
consistency