allegedly

base info - اطلاعات اولیه

allegedly - ظاهرا

adverb - قید

/əˈledʒɪdli/

UK :

/əˈledʒɪdli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [allegedly] در گوگل
description - توضیح
  • used when reporting something that people say is true although it has not been proved


    هنگام گزارش چیزی که مردم می گویند درست است استفاده می شود، اگرچه ثابت نشده است

  • used when something illegal or wrong is said to have been done, but has not been proved


    زمانی استفاده می شود که گفته می شود کاری غیرقانونی یا اشتباه انجام شده است، اما ثابت نشده است

  • used when something is said to be true but has not been proved


    زمانی استفاده می شود که گفته می شود چیزی درست است اما ثابت نشده است

  • This facility allegedly commanded the strategic approaches to the Red Sea.


    ظاهراً این تأسیسات فرماندهی رویکردهای استراتژیک به دریای سرخ را بر عهده داشت.

  • Its officials, and many chairmen in the top division are furious that Taylor has allegedly done a U-turn over transfers.


    مقامات آن، و بسیاری از روسای بخش برتر، از اینکه تیلور ظاهراً نقل و انتقالات را تغییر داده است، خشمگین هستند.

  • As she had pledged that she was innocent she offered no account as to why she allegedly hated her husband.


    از آنجایی که او متعهد شده بود که بی گناه است، هیچ توضیحی مبنی بر اینکه چرا از شوهرش متنفر است ارائه نکرد.

  • Why should abolition not apply to the poll tax during what are allegedly its last two years?


    چرا الغا نباید در دو سال اخیر در مورد مالیات نظرسنجی اعمال شود؟

  • The incidents allegedly occurred between January 1995 and October 1996.


    گفته می شود این حوادث بین ژانویه 1995 و اکتبر 1996 رخ داده است.

  • He allegedly refused to treat the boy insisting that he should be taken to hospital.


    ظاهراً او از معالجه پسر خودداری کرد و اصرار داشت که او را به بیمارستان منتقل کنند.

  • But Graham allegedly was concerned only about money and how much would be available to him for signings.


    اما گراهام ظاهراً فقط نگران پول بود و اینکه چقدر برای خرید در اختیار او قرار می‌گرفت.

example - مثال
  • crimes allegedly committed during the war


    جنایاتی که گفته می شود در طول جنگ انجام شده است

  • That's where he allegedly killed his wife.


    آنجاست که گفته می شود همسرش را کشته است.

  • She was arrested for allegedly stealing a car.


    او به اتهام سرقت یک خودرو دستگیر شد.

  • It’s a collection of recipes which allegedly can be prepared in 30 minutes.


    این مجموعه ای از دستور العمل ها است که گفته می شود می توان در 30 دقیقه تهیه کرد.

  • Two oil companies allegedly spent $6 million trying to free two surviving grey whales trapped in the Arctic ice.


    گفته می شود دو شرکت نفتی 6 میلیون دلار برای رهایی دو نهنگ خاکستری زنده مانده در یخ های قطب شمال هزینه کرده اند.

synonyms - مترادف

  • ظاهرا

  • supposedly


    به ظاهر

  • ostensibly


    فرضا

  • putatively


    مشهور

  • purportedly


    آشکارا

  • professedly


    گزارش شده است

  • reputedly


    به طور اعلام شده

  • avowedly


    احتمالا

  • reportedly


    به طور ادعایی

  • assumedly


    با همه حساب ها

  • declaredly


    بنابراین داستان ادامه دارد

  • presumedly


    همانطور که بیان شد

  • assertedly


    متهم به بودن

  • by all accounts


    متهم به انجام دادن

  • so the story goes


    ادعا شود که باشد

  • as stated


    ادعا شود که دارد

  • be accused of being


    شایعه شود

  • be accused of doing


    شایعه شده باشد

  • be alleged to be


    گفته می شود

  • be alleged to have


    گفته شود که دارد

  • be rumoured to be


    شایعات آمریکا

  • be rumoured to have


    غالب

  • be said to be


    به طرز مشکوکی

  • be said to have


    مشکوک

  • rumoredlyUS


    اعلام کرد

  • prevailingly


    توسط شهرت

  • suspiciously


  • suspectly


  • statedly


  • seemingly


  • by repute


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

cupboard

لغت پیشنهادی

petrochemical

لغت پیشنهادی

potpourri