scripts

base info - اطلاعات اولیه

scripts - اسکریپت ها

N/A - N/A

skrɪpt

UK :

skrɪpt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [scripts] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Bruce Robinson wrote the script for The Killing Fields.


    بروس رابینسون فیلمنامه «میدان کشتار» را نوشته است.

  • Arabic/Cyrillic/Roman script


    خط عربی / سیریلیک / رومی

  • The invitation was written in beautiful italic script.


    دعوتنامه با خط زیبای ایتالیک نوشته شده بود.

  • Don't forget to write your name at the top of your script.


    فراموش نکنید که نام خود را در بالای اسکریپت بنویسید.

  • He scripted the TV series Homicide.


    او فیلمنامه سریال «قتل» را بر عهده داشت.

  • He's a very good actor but the part was scripted for an older person.


    او بازیگر بسیار خوبی است، اما این قسمت برای یک فرد مسن تر نوشته شده است.

  • They gave me the script and I only had five lines.


    فیلمنامه را به من دادند و من فقط پنج خط داشتم.

  • a neat, legible script


    خطی منظم و خوانا

  • Arabic/Hebrew script


    خط عربی/عبری

  • He stayed up all night writing the script for his presentation.


    او تمام شب را بیدار ماند و فیلمنامه سخنرانی خود را نوشت.

  • Most scripts can be opened and edited using a basic text editor.


    اکثر اسکریپت ها را می توان با استفاده از یک ویرایشگر متن اصلی باز و ویرایش کرد.

  • You have to write the formula in Java script.


    شما باید فرمول را با اسکریپت جاوا بنویسید.

  • The sales calls had been scripted.


    تماس های فروش اسکریپت شده بود.

  • I tried to script a difficult program.


    سعی کردم یک برنامه سخت را فیلمنامه کنم.

synonyms - مترادف
  • handwriting


    دست خط


  • نوشتن

  • longhand


    دست دراز

  • calligraphy


    خوشنویسی

  • penmanship


    قلمزنی

  • hands


    دست ها

  • chirography


    کایروگرافی

  • scrawls


    خراش می کشد

  • scribbles


    خط خطی ها

  • pens


    قلم ها

  • manuscripts


    نسخه های خطی

  • autographs


    خودکارها

  • fists


    مشت

  • lettering


    حروف نویسی

  • cursives


    خط شکسته


  • چاپ

  • pencraft


    قلمکار

  • inscriptions


    کتیبه ها

  • authorship


    نویسندگی

  • graffiti


    گرافیتی

  • cuneiforms


    خط میخی

  • shorthands


    کوتاه نویسی

  • printing


    خراش ها

  • scratchings


    گریفوناژ

  • griffonage


    خراش مرغ

  • chicken scratch


    مجرای

  • ductus


    نشانه ها

  • marks


    خودکار

  • autography


    سبک ها

  • scrivenings


  • styles


antonyms - متضاد

  • چاپ

  • types


    انواع

  • typewriting


    تایپ کردن

لغت پیشنهادی

issued

لغت پیشنهادی

unaided

لغت پیشنهادی

withered