bluster
bluster - غوغا کردن
verb - فعل
UK :
US :
صحبت کردن با صدای بلند عصبانی که واقعاً چندان چشمگیر نیست
اگر باد می وزد، به شدت می وزد
صحبت کردن با صدای بلند، عصبانی یا آزرده، معمولاً با تأثیر کمی
اگر باد شدید باشد، به شدت می وزد
صحبتهای بلند، عصبانی یا توهینآمیز که معمولاً تأثیر کمی دارند
talk intended to seem important or threatening but which is not taken seriously and has little effect
صحبت هایی که به نظر مهم یا تهدیدآمیز است اما جدی گرفته نمی شود و تأثیر کمی دارد
من عمیقاً به اقناع اعتقاد دارم، نه غرغر کردن و غوغا کردن.
By now the skies were black a chill wind was blustering down the street and the rain was slashing sideways.
اکنون آسمان سیاه شده بود، باد سردی در خیابان میوزید و باران از پهلو میبارید.
We are expected to follow their fickle games, before launching our rich domestic cargo upon those blue blustering flames.
انتظار می رود قبل از اینکه محموله های داخلی غنی خود را بر روی آن شعله های آبی و سوزان پرتاب کنیم، بازی های بی ثبات آنها را دنبال کنیم.
بقایای خورشید توسط باد رقیق به سایه های بلند تبدیل شد.
لاز دستم را با حالتی گیجآمیز تلمبه میکند که موهای صافش را روی صورت سرخش میچرخاند.
دوباره از باران غرق شد.
او با عصبانیت گفت: من نمی دانم در مورد چه چیزی صحبت می کنید.
a blustering bully
یک قلدر متلاطم
بیرون باد میوزید.
او با عصبانیت گفت: «تو هیچ حقی نداشتی، اصلاً حقی نداشتی.
طوفانی در اطراف خانه موج می زد.
میدانستم که همه چیز غمگین است و او واقعاً از دست من عصبانی نیست.
صحبت های تند او چیزی بیش از غوغای ماچو نیست.
مک لافلین علیرغم تمام جنجالهایش در مورد ماجراجوییهای نظامیاش، بسیار دوستداشتنی بود.
bombast
بمباران
braggadocio
braggadocio
grandiloquence
بزرگواری
rodomontade
رودومونتاد
magniloquence
گاز
گازکناد
gasconade
لاف زدن
brag
بیهوده گویی
rant
فنفاروناد
fanfaronade
کاکلوروم
bragging
فخر فروشی
cockalorum
گاو نر
boasting
جسارت
bull
تکان دادن
rhodomontade
زوزه کشیدن
bravado
فحش دادن
swaggering
بلوف
crowing
هوای گرم
swagger
صحبت لاف زننده
bluff
خودستایی
لفاظی
boastful talk
شکوهمندی
boastfulness
باد
rhetoric
فوستین
grandiosity
تظاهر
pomposity
به رخ کشیدن
fustian
showing off
pretension
boast
ساکت
سکوت
silentness
هنوز
سکون
stillness
ساکت کردن
quietude
صلح
quietness
آرام
hush
آرامش
آرامش انگلستان
calm
بی صدا
calmness
بی صدا بودن
peacefulness
آرامش ایالات متحده
tranquillityUK
صلح و آرامش
noiselessness
سفارش
soundlessness
هماهنگی
serenity
توافق
tranquilityUS
آرام گرفتن
باقی مانده
شادی
harmony
سازمان ایالات متحده
سازمان انگلستان
repose
لذت
سیستم
happiness
سهولت
organizationUS
organisationUK
lull
placidity