brigade
brigade - تیپ
noun - اسم
UK :
US :
گروه بزرگی از سربازان که بخشی از یک ارتش را تشکیل می دهند
یک کلمه توهین آمیز برای گروهی از افراد که اعتقادات مشابهی دارند
گروهی از افراد که برای انجام کاری سازماندهی شده اند
گروه بزرگی از سربازان در یک ارتش
a group of people who have something in common especially an enthusiasm for a particular belief or subject
گروهی از مردم که وجه اشتراک دارند، به ویژه اشتیاق به یک باور یا موضوع خاص
one of the groups into which an army is divided, consisting of two or more battalions, or a group of people who are organized to perform a particular job
یکی از گروه هایی که یک ارتش به آن تقسیم می شود، متشکل از دو یا چند گردان یا گروهی از افرادی که برای انجام یک کار خاص سازماندهی شده اند.
حمله ای صورت می گرفت اما تیپ او مجبور به پیشروی نبود.
نیروها در تیپ ها و لشکرها سازماندهی شدند.
the back-to-nature brigade
تیپ بازگشت به طبیعت
در غرب میانه، تیپ های ماشین برفی غذا و دارو تحویل می دادند.
35 ساله، متاهل و 2 فرزند و 11 سال در تیپ بوده است.
خم میشوم و مرتب کردن و بلند کردن سنگها را برای سایر مردان و زنان تیپ از سر میگیرم.
باند
مهمانی - جشن
squad
تیم
بدن
خدمه
گروه
لباس
outfit
ارتش
دسته
اردوگاه
شرکت
زور
جوخه
سازمان انگلستان
platoon
سازمان ایالات متحده
organisationUK
بخش
organizationUS
در اختیار داشتن
اوباش
posse
تنظیم
جمعیت
troupe
بسته
mob
واحد
مونتاژ
bevyUS
bevvyUK
گروه ترکان و مغولان
assembly
خوشه
bevyUS
bevvyUK
horde
شخصی
یکی
کل
شخص
ارتباط
روح
بدن
single entity
موجودیت واحد
بازیکن
عضو
شرکت کننده
رقیب
contestant
شریک کننده
participator
مدعی
partaker
هم تیمی
contender
نامزد
teammate