revenge
revenge - انتقام گرفتن
noun - اسم
UK :
US :
کاری که شما برای تنبیه کسی که به شما آسیب رسانده یا به شما توهین کرده است انجام می دهید
شکست کسی که قبلاً شما را در یک ورزش شکست داده است
مجازات کسی که کاری برای آسیب رساندن به شما یا شخص دیگری انجام داده است
آسیبی که به کسی وارد می شود به عنوان مجازات آسیبی که به شخص دیگری وارد کرده است
آسیب رساندن به کسی به عنوان مجازات آسیبی که به شما کرده است
آسیبی که به شخصی به عنوان مجازات آسیبی که آن شخص به شما وارد کرده است انجام می دهید
به نظر می رسد خوب زیستن بهترین انتقام است، حتی برای یک شاعر خوش ذوق.
Fearing revenge attacks, the government has sealed off the borders.
دولت از ترس حملات انتقام جویانه، مرزها را بسته است.
اما پدر به انتقام خود ادامه داد.
انگیزه دوم آمیزه ای از انتقام و سرزنش است.
ما قصد نداریم وارد هیچ سیاست انتقام جویی شویم.
به علاوه آیا این می تواند انتقام نهایی بیسیست مستقل باشد؟
اعضای این حزب به دنبال انتقام از ترور رهبر خود هستند.
انتقام آنها با علم به این که می توانند وارد هر جایی شده و زمام امور را به دست بگیرند، کامل نبود.
من فقط می خواستم انتقام بگیرم، چیزی که بیکن آن را نوعی عدالت وحشی نامید، معتقدم.
او به دنبال انتقام قتل شوهرش است.
این بمب گذاری یک اقدام انتقامی برای تیراندازی به دو پسر جوان بود.
این بمب گذاری در انتقام این ترور بود.
او سوگند یاد کرد که از دشمنان سیاسی خود انتقام بگیرد.
revenge attacks/killings
حملات/قتل های انتقام جویانه
این تیم می خواست انتقام شکست خود را در اوایل فصل بگیرد.
این انتقامی شیرین برای شکست ما در اوایل فصل بود.
او قسم خورد که انتقام خود را از مردی که برادرش را کشته بود، بگیرد.
می گویند انتقام شیرین است.
او به شدت می خواست از مهاجم خود انتقام بگیرد.
این اتهامات ناشی از تمایل به انتقام بود.
این حمله در انتقام مرگ دو زندانی وفادار بود.
انتقام توهین
انتقام گرفتن از مهاجمش
مرگ او باعث یک سری قتل های انتقام جویانه شد.
There were television appeals that acts of revenge should cease.
درخواست های تلویزیونی مبنی بر اینکه اقدامات انتقام جویانه باید متوقف شود وجود داشت.
او با شکستن ماشینش از او انتقام گرفت که او را ترک کرد.
گفته می شود که او برای انتقام از تیراندازی های هفته گذشته توسط یک باند رقیب هدف گلوله قرار گرفته است.
انتقام مرگ/شکست/بی عدالتی
قرمزها با پیروزی در نیمه نهایی انتقام خود را از آبی پوشان گرفتند.
He had been seeking a chance for revenge against those who had helped oust him from his leadership position in Congress.
او به دنبال فرصتی برای انتقام از کسانی بود که به برکناری او از موقعیت رهبریش در کنگره کمک کرده بودند.
vengeance
انتقام گرفتن
reprisal
انتقام جویی
retaliation
تلافی
retribution
قصاص
requital
بازپرداخت
payback
رضایت
مجازات
avengement
آمدن
اتهام زنی
comeuppance
جبران خسارت
recrimination
بازگشت
redress
ultion
repayment
کینه توزی
avengment
خراب کردن
comeback
حمله کنند
ultion
ضد حمله
vindictiveness
ضد ضربه
wreak
ضد شورش
ضد بازی
avenging
ضربه متقابل
counterattack
انتقام
counterblow
یکنواخت شدن
counterinsurgency
دختر در برابر خال
counterplay
عدالت قصاص
counterstroke
پس دادن
vendetta
تسویه امتیازات
getting even
tit for tat
retributive justice
paying back
settling of scores
forgiveness
بخشش
pardon
عفو
absolution
رحمت
mercy
بهبودی
remission
تبرئه
amnesty
حواله
pardoning
پاکسازی
exculpation
رحم
remittal
مهلت دادن
clearing
تخلیه
exoneration
ابراز همدردی
clemency
تحویل
reprieve
معافیت
discharge
کاهش
purgation
مهربانی
sympathy
اصلاح
بردباری
dispensation
جایزه
extenuation
پنالتی
acquittal
condonation
condoning
kindness
reconciliation
forbearance
reward
