ruthless
ruthless - بی رحم
adjective - صفت
UK :
US :
so determined to get what you want that you do not care if you have to hurt other people in order to do it
آنقدر مصمم برای رسیدن به آنچه می خواهید هستید که برایتان مهم نیست که برای انجام آن باید به دیگران صدمه بزنید
مصمم و قاطع در هنگام اتخاذ تصمیمات ناخوشایند
فکر نکردن یا نگرانی در مورد هر دردی که برای دیگران ایجاد می شود. ظالمانه
ظالم، یا مصمم برای موفقیت بدون اهمیت دادن به دیگران
اما من بودم که بی رحم می شدم.
اگر بدون هیچ گونه کنترلی روی سطح بیایند، می توانند خطرناک و بی رحم باشند.
پدر میتواند در مورد راهاندازی خود بسیار بیرحم باشد.
دیکتاتوری بی رحم و بی رحم
از یک دوست بخواهید عملکرد شما را مشاهده کند و با صراحت بی رحمانه به شما گزارش دهد.
جنایتکار بی رحم
And it was hard to reconcile his soft-spoken good manners with the ruthless determination of his business career.
و تطبیق رفتارهای نرم و لطیف او با عزم بی رحمانه حرفه تجاری او دشوار بود.
شما باید مراقب ایان باشید - اگر کسی سر راه او قرار بگیرد، او می تواند بسیار بی رحم باشد.
Its high sensitivity to the issue of advertising dollars has made the Times ruthless in their pursuit.
حساسیت بالای آن به موضوع دلارهای تبلیغاتی باعث شده تایمز در تعقیب آنها بی رحم باشد.
می شد نگاه سرد و بی رحمانه اش را دید.
The elaborate public displays of those royal families had always camouflaged the most ruthless power struggles.
نمایشهای عمومی دقیق آن خانوادههای سلطنتی همیشه بیرحمانهترین مبارزات قدرت را استتار کرده بود.
President Banda's one-party government has a ruthless record especially when dealing with political opponents.
دولت تک حزبی پرزیدنت بنده، به ویژه در برخورد با مخالفان سیاسی، کارنامه بی رحمانه ای دارد.
در خود L. A. Law، رز بی رحم از شرکت استعفا داد.
a ruthless dictator
یک دیکتاتور بی رحم
رفتار او با او کاملاً بی رحمانه بود.
او عزم بی رحمانه ای برای موفقیت دارد.
اگر میخواهیم این شرکت را کارآمدتر کنیم، باید بیرحم باشیم.
او در مورد اخراج مردم بسیار بی رحم بود.
او مردی خشن و بی رحم است که جلوی هیچ چیز را نمی گیرد.
مانند همه بازماندگان بزرگ، او یک رگه بی رحمانه دارد.
ruthless ambition
جاه طلبی بی رحمانه
برخی از مردم بر این باورند که برای موفقیت در این دنیا باید بی رحم بود.
a ruthless ruler
یک حاکم بی رحم
رقابت در خارج از کشور مستلزم کاهش هزینه های بی رحمانه در داخل است.
merciless
بی رحم
callous
بی احساس
pitiless
بی دل
heartless
سخت
ظالمانه
cruel
غیر انسانی
unfeeling
بی همدردی
inhuman
خشن
unsympathetic
غیر حساس
harsh
پشیمان
unmerciful
غیر خیریه
insensitive
بی دریغ
remorseless
وحشیانه
uncharitable
سنگی
unsparing
شدید
inhumane
سرسخت
brutal
وحشی
stony
مقاوم
بی توجه
obdurate
بی تاثیر
compassionless
بی روح
savage
آهنین
indurate
شریر، بدجنس، حیوان صفت
uncaring
سنگدل
affectless
soulless
ironhearted
stoney
fierce
vicious
stonyhearted
compassionate
دلسوز
merciful
رحیم - مهربان
gentle
ملایم
humane
انسانی
charitable
خیریه
forgiving
بخشنده
نوع
kindhearted
مهربان
kindly
محبت آمیز
pitying
دلسوزی
حساس
softhearted
صرفه جویی
sparing
مناقصه
sympathetic
گرم
tender
خونگرم
tenderhearted
آرام
civilisedUK
warmhearted
متمدن ایالات متحده
calm
با ملاحظه
civilisedUK
آسان
civilizedUS
احساس
considerate
قابل انعطاف
دوستانه
دادن
flexible
خفیف
خوب
giving
غیر خشونت آمیز
lenient
mild
nonviolent
