ruthless

base info - اطلاعات اولیه

ruthless - بی رحم

adjective - صفت

/ˈruːθləs/

UK :

/ˈruːθləs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [ruthless] در گوگل
description - توضیح

  • آنقدر مصمم برای رسیدن به آنچه می خواهید هستید که برایتان مهم نیست که برای انجام آن باید به دیگران صدمه بزنید

  • determined and firm when making unpleasant decisions


    مصمم و قاطع در هنگام اتخاذ تصمیمات ناخوشایند

  • not thinking or worrying about any pain caused to others; cruel


    فکر نکردن یا نگرانی در مورد هر دردی که برای دیگران ایجاد می شود. ظالمانه

  • cruel, or determined to succeed without caring about others


    ظالم، یا مصمم برای موفقیت بدون اهمیت دادن به دیگران

  • But I was the one who was being ruthless.


    اما من بودم که بی رحم می شدم.


  • اگر بدون هیچ گونه کنترلی روی سطح بیایند، می توانند خطرناک و بی رحم باشند.

  • Father could be quite ruthless about getting his own way.


    پدر می‌تواند در مورد راه‌اندازی خود بسیار بی‌رحم باشد.

  • a ruthless and pitiless dictator


    دیکتاتوری بی رحم و بی رحم


  • از یک دوست بخواهید عملکرد شما را مشاهده کند و با صراحت بی رحمانه به شما گزارش دهد.

  • a ruthless criminal


    جنایتکار بی رحم

  • And it was hard to reconcile his soft-spoken good manners with the ruthless determination of his business career.


    و تطبیق رفتارهای نرم و لطیف او با عزم بی رحمانه حرفه تجاری او دشوار بود.

  • You should be careful of Ian - he can be pretty ruthless if anyone gets in his way.


    شما باید مراقب ایان باشید - اگر کسی سر راه او قرار بگیرد، او می تواند بسیار بی رحم باشد.

  • Its high sensitivity to the issue of advertising dollars has made the Times ruthless in their pursuit.


    حساسیت بالای آن به موضوع دلارهای تبلیغاتی باعث شده تایمز در تعقیب آنها بی رحم باشد.

  • You could see the cold ruthless look in her eyes.


    می شد نگاه سرد و بی رحمانه اش را دید.

  • The elaborate public displays of those royal families had always camouflaged the most ruthless power struggles.


    نمایش‌های عمومی دقیق آن خانواده‌های سلطنتی همیشه بی‌رحمانه‌ترین مبارزات قدرت را استتار کرده بود.

  • President Banda's one-party government has a ruthless record especially when dealing with political opponents.


    دولت تک حزبی پرزیدنت بنده، به ویژه در برخورد با مخالفان سیاسی، کارنامه بی رحمانه ای دارد.

  • On L. A. Law itself ruthless Roz resigned from the firm.


    در خود L. A. Law، رز بی رحم از شرکت استعفا داد.

example - مثال
  • a ruthless dictator


    یک دیکتاتور بی رحم

  • The way she behaved towards him was utterly ruthless.


    رفتار او با او کاملاً بی رحمانه بود.

  • He has a ruthless determination to succeed.


    او عزم بی رحمانه ای برای موفقیت دارد.

  • We’ll have to be ruthless if we want to make this company more efficient.


    اگر می‌خواهیم این شرکت را کارآمدتر کنیم، باید بی‌رحم باشیم.

  • She was pretty ruthless about sacking people.


    او در مورد اخراج مردم بسیار بی رحم بود.

  • He's a violent ruthless man who will stop at nothing.


    او مردی خشن و بی رحم است که جلوی هیچ چیز را نمی گیرد.

  • Like all great survivors, she has a ruthless streak.


    مانند همه بازماندگان بزرگ، او یک رگه بی رحمانه دارد.

  • ruthless ambition


    جاه طلبی بی رحمانه


  • برخی از مردم بر این باورند که برای موفقیت در این دنیا باید بی رحم بود.

  • a ruthless ruler


    یک حاکم بی رحم

  • To compete abroad requires ruthless cost-cutting at home.


    رقابت در خارج از کشور مستلزم کاهش هزینه های بی رحمانه در داخل است.

synonyms - مترادف
  • merciless


    بی رحم

  • callous


    بی احساس

  • pitiless


    بی دل

  • heartless


    سخت


  • ظالمانه

  • cruel


    غیر انسانی

  • unfeeling


    بی همدردی

  • inhuman


    خشن

  • unsympathetic


    غیر حساس

  • harsh


    پشیمان

  • unmerciful


    غیر خیریه

  • insensitive


    بی دریغ

  • remorseless


    وحشیانه

  • uncharitable


    سنگی

  • unsparing


    شدید

  • inhumane


    سرسخت

  • brutal


    وحشی

  • stony


    مقاوم


  • بی توجه

  • obdurate


    بی تاثیر

  • compassionless


    بی روح

  • savage


    آهنین

  • indurate


    شریر، بدجنس، حیوان صفت

  • uncaring


    سنگدل

  • affectless


  • soulless


  • ironhearted


  • stoney


  • fierce


  • vicious


  • stonyhearted


antonyms - متضاد
  • compassionate


    دلسوز

  • merciful


    رحیم - مهربان

  • gentle


    ملایم

  • humane


    انسانی

  • charitable


    خیریه

  • forgiving


    بخشنده


  • نوع

  • kindhearted


    مهربان

  • kindly


    محبت آمیز

  • pitying


    دلسوزی


  • حساس

  • softhearted


    صرفه جویی

  • sparing


    مناقصه

  • sympathetic


    گرم

  • tender


    خونگرم

  • tenderhearted


    آرام


  • civilisedUK

  • warmhearted


    متمدن ایالات متحده

  • calm


    با ملاحظه

  • civilisedUK


    آسان

  • civilizedUS


    احساس

  • considerate


    قابل انعطاف


  • دوستانه


  • دادن

  • flexible


    خفیف


  • خوب

  • giving


    غیر خشونت آمیز

  • lenient


  • mild



  • nonviolent


لغت پیشنهادی

sealed

لغت پیشنهادی

cafes

لغت پیشنهادی

snooping