yearn
yearn - مشتاق بودن
verb - فعل
UK :
US :
میل شدید به چیزی، به ویژه چیزی که بدست آوردن آن دشوار یا غیرممکن است
to wish very strongly especially for something that you cannot have or something that is very difficult to have
به شدت آرزو کنید، به خصوص برای چیزی که نمی توانید داشته باشید یا چیزی که داشتن آن بسیار دشوار است
تمایل شدید به چیزی، به ویژه چیزی که به دست آوردن آن دشوار یا غیرممکن است
هانا آرزوی داشتن یک فرزند را داشت و هر وقت زنان دیگری را با نوزادانشان می دید به شدت غمگین می شد.
عدهای که مشتاق بچهها هستند، یتیمان را قبول میکنند، در صورتی که توانایی مالی برای نگهداری از آنها دارند.
برخی دیگر ممکن است آرزوی زندگی با یک قبضه یکنواخت تر را داشته باشند، اما احساس می کنند که حق ندارند.
مردم آرزوی صلح، و فرصتی برای بازسازی زندگی از هم پاشیده خود را داشتند.
No patent remedy exists for these no chicken soup for the soul however much we may yearn for ready comfort.
هیچ درمان ثبت اختراعی برای اینها وجود ندارد، هیچ سوپ مرغ برای روح وجود ندارد، هر چقدر هم که ما آرزوی راحتی آماده را داشته باشیم.
شما مشتاق کسی هستید که با او صحبت کنید.
من مشتاق روزهای قبل از بزرگ شدنم هستم.
او مشتاق بود تا قهوه ای که باقی مانده بود را ببلعد، هوس کرد بیشتر بخواهد.
من همیشه آرزوی سفر داشتم.
مردم آرزوی صلح داشتند.
نگاهی مشتاق در چشمانش بود.
او مشتاق بچه های خودش بود.
او آرزو داشت از شغل اداری خود فرار کند.
من همیشه آرزو داشتم که در مسابقات اتومبیل رانی سهام شرکت کنم.
علیرغم موفقیت تجاری بزرگش، او همچنان مشتاق تایید منتقدان است.
بعضی وقتا دلم میخواد تنها باشم
جوی در آرزوی کسب درآمد کافی از شغل خود به عنوان دستیار پزشک است تا بتواند مستقل شود.
crave
هوس کردن
میل
طولانی
ache
درد
خواستن
آرزو کردن
hunger
گرسنگی
کاج
thirst
تشنگی
hanker
مشتاق
covet
طمع
lust
شهوت
itch
خارش
شلوار
yen
ین
fancy
تفننی
رویا
suspire
مشکوک شدن
languish
از بین رفتن
chafe
چفیه
hanker after
مشتاق بعد از
یک ین داشته باشد
be itching
خارش داشته باشد
be aching
درد داشته باشد
آرزو برای
آرزوی
be dying
در حال مرگ
حسرت داشتن
be desirous
آرزو داشته باش
بد خواستن
suspire for
مشکوک شدن برای
