affectation
affectation - محبت
noun - اسم
UK :
US :
روشی از رفتار، صحبت کردن و غیره که صادقانه یا طبیعی نیست
رفتار یا گفتاری که صادقانه نباشد
گفتار یا رفتاری که طبیعی یا صادقانه نیست و برای ایجاد اثر خاصی به کار می رود
درایت، در بریتانیای دهه هشتاد، تبدیل به یک عاطفه شده است.
It's an affectation I have.
این محبتی است که من دارم.
مدل موی فانتزی تیم، محبتی بود که از دوران جوانی او باقی مانده بود.
او کمی محبت بیش از حد دارد و بسیار کم احتیاط...
او هیچ محبتی ندارد مطمئنم
محبتی زیبا و روستایی از معصومیت که برای کسانی که نمی توانند او را ببینند، ممکن است به اندازه کافی خوب بگذرد.
He was pale of brusque manners, somewhat given to affectation, but of immaculate dress and generous to his enemies.
رنگ پریده، رفتاری بیرحمانه، تا حدودی محبتآمیز، اما لباسی بینقص و سخاوتمند نسبت به دشمنان داشت.
اگر یک چیز بود که او شدیداً از آن متنفر بود، محبت و لحن بود.
لهجه ساختگی، محبت خود، استتسون کانتری یا هودی رپ را انتخاب کنید.
محبت های کوچک او او را عصبانی می کرد.
کی اصلا محبتی نداره
ابروها را با تأثر از تعجب (= تظاهر به تعجب) بالا برد.
او واضح و بدون عاطفه صحبت می کند.
او محبت های بسیار کمی دارد.
رفتار او بوی محبت می دهد.
او با ناراحتی گفت: این به من مربوط نمی شود.
او احساسات کوچک آزاردهنده زیادی دارد.
affectedness
تاثیر پذیری
artificiality
مصنوعی بودن
pretension
تظاهر
facade
نما
جلو
posture
وضعیت بدن
pretenceUK
ادعای انگلستان
نمایش دادن
façade
ادعایی
pretentiousness
نشان می دهد
عمل کنید
هوا می گیرد
airs
تصنع
artifice
حرام
charade
ماسک
بالماسکه
masquerade
ژست
حالت دادن
posturing
شبیه سازی
simulation
روکش
veneer
هوا
ظاهر
شنل
cloak
ساختگی
fakery
بزرگواری
grandiosity
پوشش
guise
هوکم
hokum
تورم
عدم صداقت
insincerity
خودنمایی
ostentation
naturalness
طبیعی بودن
honesty
صداقت
شخصیت
واقعیت
simplicity
سادگی
حقیقت
humility
فروتنی
modesty
قایم شدن
جنبش
hiding
خود خواری
نرمی
humbleness
ساده بودن
self-deprecation
بی تکلفی
self-abasement
ریاضت
meekness
ذخیره
plainness
شدت
unpretentiousness
معمولی بودن
austerity
نامحسوس بودن
reserve
رزرو
severity
ساکت
ordinariness
پنهان کاری
inconspicuousness
کسلی
concealment
dullness