aptitude
aptitude - صلاحیت - استعداد - شایستگی
noun - اسم
UK :
US :
توانایی یا مهارت طبیعی، به ویژه در یادگیری
توانایی طبیعی برای انجام یک فعالیت یا کار خاص
یک توانایی یا مهارت طبیعی
توانایی یا مهارت طبیعی
نمره 87 نشان دهنده استعداد تحصیلی پایین یا کمتر از حد متوسط است.
سوزان در سنین پایین استعدادی برای زبان نشان داد.
آموزش در کشتی به ما امکان می دهد کارکنانی را که توانایی و استعداد نشان می دهند ارتقا دهیم.
Like Milton, you might not have allowed yourself to think about your favorite talents and aptitudes in a long time.
مانند میلتون، ممکن است به خود اجازه ندهید که در مورد استعدادها و استعدادهای مورد علاقه خود برای مدت طولانی فکر کنید.
از تمامی متقاضیان قبل از دعوت به مصاحبه، آزمون استعدادیابی داده می شود.
Recruiters were ordered to sign up more high school graduates who showed high aptitudes for science engineering and electronics.
به استخدامکنندگان دستور داده شد تا فارغالتحصیلان دبیرستانی بیشتری را که استعداد بالایی برای علوم، مهندسی و الکترونیک نشان میدهند، ثبت نام کنند.
از میان دو فرزند بازمانده اش، کارل استعداد خاصی در موسیقی نشان نداد.
یک کارآموز با استعداد معمولی می تواند این تکنیک ها را در چند ماه بیاموزد.
She soon discovered that he had a remarkable aptitude for learning words, especially if he liked them.
او به زودی متوجه شد که او استعداد قابل توجهی در یادگیری کلمات دارد، به خصوص اگر آنها را دوست داشته باشد.
The greatest influence was, of course the aptitude the student brought to school-something. determined largely by family background.
البته بیشترین تأثیر، استعدادی بود که دانش آموز به مدرسه آورد. تا حد زیادی توسط پیشینه خانوادگی تعیین می شود.
مسلماً هیچ یک از آنها وقت ندارند، اما اکثر آنها فاقد استعداد هستند.
an aptitude test (= one designed to show whether somebody has the natural ability for a particular job or course of education)
یک آزمون استعداد (= آزمونی که برای نشان دادن اینکه آیا فردی توانایی طبیعی برای یک شغل یا دوره آموزشی خاص را دارد یا خیر) طراحی شده است.
او استعداد طبیعی برای کار نشان داد.
استعداد او در برخورد با کودکان باعث شد تا او این شغل را به دست آورد.
an aptitude for mathematics
استعداد برای ریاضیات
کودکانی که برای موسیقی استعداد نشان می دهند
پسر من هیچ استعدادی برای ورزش ندارد.
ما استعدادها و توانایی های شخصی شما را در نظر خواهیم گرفت.
او که متوجه شد استعداد مالی دارد، به عنوان یک تحلیلگر اعتبار تجاری مشغول به کار شد.
او در سطح A تحصیل کرده است و در مطالعات کامپیوتری، هنر و طراحی استعداد نشان داده است.
propensity
تمایل
proclivity
تکیه دادن
inclination
وضع
penchant
گرایش
predilection
جانبداری
leaning
استعداد
disposition
خم شده
قرابت
partiality
محبت
predisposition
تکانه
bent
عادت
affinity
دور زدن
bias
استخوان
affection
نابغه
impulse
مستعد بودن
habitude
دستگاه ها
رانش
ضعف
genius
چیز
proneness
دوست داشتن
devices
علاقه
drift
ترجیح
weakness
طعم
مایل
liking
اشتها، میل
fondness
دروترها
inclining
appetite
druthers
antipathy
انزجار
disinclination
بی میلی
dislike
دوست نداشتن
نفرت
inaptitude
ناتوانی
incapacity
حماقت
stupidity
انصاف
hatred
بیزاری
fairness
بی طرفی
aversion
بی علاقگی
impartiality
تنفر شدید
disinterest
بی تفاوتی
disgust
عدالت
revulsion
عجز
distaste
دافعه
loathing
عدم حساسیت
indifference
عدم تمایل
دلسردی
abhorrence
نارضایتی انگلستان
inability
ناپسند
repulsion
نارضایتی آمریکا
insensitivity
سوء مدیریت
unwillingness
به هم ریختگی
discouragement
وابستگی
disfavourUK
mislike
disfavorUS
mismanagement
disarrangement
repugnance
dependence
