availability

base info - اطلاعات اولیه

availability - دسترسی

noun - اسم

/əˌveɪləˈbɪləti/

UK :

/əˌveɪləˈbɪləti/

US :

family - خانواده
availability
دسترسی
available
در دسترس
unavailable
غیر قابل دسترسی
google image
نتیجه جستجوی لغت [availability] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • the availability of cheap flights


    وجود پروازهای ارزان

  • This offer is subject to availability.


    این پیشنهاد مشروط به در دسترس بودن است.

  • Check her availability before you schedule the meeting.


    قبل از برنامه ریزی جلسه، در دسترس بودن او را بررسی کنید.

  • They suggested that the ready availability of junk food has encouraged poor eating habits.


    آنها پیشنهاد کردند که در دسترس بودن غذای ناسالم باعث تشویق عادات غذایی ضعیف شده است.

  • There is limited ticket availability, so book early to avoid disappointment.


    در دسترس بودن بلیط محدود است، بنابراین برای جلوگیری از ناامیدی زودتر رزرو کنید.

  • I shall check the availability of my staff for that date.


    من در دسترس بودن کارکنان خود را برای آن تاریخ بررسی خواهم کرد.

  • Many companies choose to produce abroad because of the low labour costs and the availability of skilled labour.


    بسیاری از شرکت ها به دلیل هزینه کم نیروی کار و در دسترس بودن نیروی کار ماهر، تولید خارج از کشور را انتخاب می کنند.

  • Prices were driven up due to the limited availability of key raw materials.


    قیمت ها به دلیل در دسترس بودن محدود مواد اولیه کلیدی افزایش یافت.

  • Customers complained about the increased insurance premiums and the lack of availability of quality coverage.


    مشتریان از افزایش حق بیمه و نبود پوشش با کیفیت شکایت داشتند.

  • We could meet next week - what's your availability?


    هفته آینده می توانیم ملاقات کنیم - در دسترس شما چیست؟

  • Union workers were asked about their attitudes toward a strike and their availability for picket-line duty.


    از کارگران اتحادیه در مورد نگرش آنها نسبت به اعتصاب و در دسترس بودن آنها برای انجام وظیفه اعتصابی سؤال شد.

synonyms - مترادف
  • accessibility


    دسترسی

  • attainability


    دستیابی

  • handiness


    خوش دست بودن

  • obtainability


    قابل دستیابی

  • availableness


    در دسترس بودن

  • convenience


    راحتی

  • disposal


    دسترس

  • readiness


    آمادگی


  • سهولت دسترسی

  • reachability


    قابل دسترس بودن

  • nearness


    نزدیکی

  • approachability


    آشکار شدن

  • propinquity


    حساسیت

  • exposedness


    امکان پذیری

  • susceptibility


    مدیریت پذیری


  • راحتی در استفاده

  • manageability


    سهولت


  • قابلیت دستکاری

  • easiness


    کاربر پسند بودن

  • manipulability


  • user-friendliness


antonyms - متضاد
  • unavailability


    در دسترس نبودن


  • غیبت

  • absenteeism


    عدم حضور

  • nonattendance


    ظاهر نشدن

  • nonappearance


    عدم دسترسی

  • inaccessibility


    دست نیافتنی

  • unobtainability


    غیر قابل دسترس بودن

  • unattainability


    بدون نمایش

  • unapproachability


    عدم ظهور

  • unreachability



  • non-attendance


  • non-appearance


لغت پیشنهادی

resurrecting

لغت پیشنهادی

unjustified

لغت پیشنهادی

mapping