bonanza
bonanza - ثروت
noun - اسم
UK :
US :
یک موقعیت خوش شانس یا موفق که در آن افراد می توانند پول زیادی به دست آورند
a US television show first made in the 1960s, which continued for many years. It is about a family who live in the Wild West on a ranch (=large farm) called the ‘Ponderosa’. The music that is played at the beginning is famous.
یک برنامه تلویزیونی ایالات متحده برای اولین بار در دهه 1960 ساخته شد، که برای سالها ادامه یافت. این در مورد خانواده ای است که در غرب وحشی در مزرعه ای (= مزرعه بزرگ) به نام پوندروزا زندگی می کنند. موسیقی که در ابتدا پخش می شود معروف است.
یک موقعیت خوش شانس یا موفق که در آن یک شخص یا کسب و کار پول زیادی به دست می آورد
وضعیتی که از آن سودهای کلانی حاصل می شود
مقدار زیادی از چیز خوب
چیزی که به طور ناگهانی سودهای بزرگ یا فرصت های بزرگ ایجاد می کند
وضعیتی که در آن سودهای کلانی حاصل می شود
وضعیتی که در آن چیزی خوب در مقادیر زیاد وجود دارد
جهش بزرگ در سود منجر به سودی برای کارمندان اینتل شده است.
نامیدن آن به عنوان یک بانگ به معنای دست کم گرفتن موضوع است.
با این حال، برای مصرف کنندگان، این نبرد مزایای زیادی را به همراه خواهد داشت.
این امر در سال 1995، زمانی که چیپهای آبی رهبران بازار بودند، بسیار خوب بود.
با این حال، سود رئیسان، هرچند با نرخ کاهش یافته، تا رکود ادامه یافته است.
به گفته آقای همیلتون، و شرکتهای شمال شرق میتوانند از این خرید سود ببرند.
But three Labour councillors representing Bromborough claimed prospects of the site providing an industrial bonanza were remote.
اما سه عضو شورای کارگری به نمایندگی از برومبورو ادعا کردند که چشم انداز سایتی که یک رونق صنعتی را فراهم می کند، دور از دسترس است.
Indeed there seems to have been little diminution in this publishing bonanza up to the present time.
در واقع، به نظر می رسد که تا به امروز کاهش کمی در این رونق انتشار وجود داشته است.
آخرین معرفی محصول ما یک موفقیت واقعی برای شرکت بود.
سود نقدی برای سرمایه گذاران
سال خوبی برای صنعت کامپیوتر
ورزش معمولی در تابستان
افزایش قیمت مسکن به این معنی بود که آنهایی که می فروختند از سود خوبی برخوردار بودند.
آوریل ماه پرفروشی برای فروش خودرو بود.
این مجله در بهار یک مد روز دیگر را برگزار خواهد کرد.
اقتصاد بهبود یافته برای فروشگاه های محلی سودآور بود.
افزایش قیمت مسکن به این معنی بود که آنهایی که میفروشند از سود خوبی برخوردار بودند.
این معامله می تواند رونق شغلی زیادی را برای شهر به ارمغان بیاورد.
blessing
برکت
boon
ببخشید
godsend
نعمت خدا
windfall
بادآورده
سود
مزیت - فایده - سود - منفعت
jackpot
برنده تمام پولها
bonus
جایزه
benison
benison
prize
رونق
ثروت
شانس
خوش شانسی
مانا از بهشت
سکه هایی از بهشت
فرار از شانس
گاو نقدی
معدن طلا
گنجینه گنج
treasure trove
رگه پیروزی
winning streak
خمره طلا
گلدان طلا
خوب
کسب کردن
دارایی
دعای خیر
benediction
سعادت
felicity
کمک
مانا
manna
هدیه
borrasca
بوراسکا
