emanate

base info - اطلاعات اولیه

emanate - سرچشمه می گیرد

verb - فعل

/ˈeməneɪt/

UK :

/ˈeməneɪt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [emanate] در گوگل
description - توضیح

  • برای تولید بو، نور و غیره یا نشان دادن کیفیت خاصی


  • برای بیان یک کیفیت یا احساس از طریق نگاه و رفتار خود


  • آمدن یا خارج شدن از

  • Bould is a wonderful young actor; he emanates a brooding loneliness without speaking a word.


    بولد یک بازیگر جوان فوق العاده است. او بدون اینکه حرفی بزند، احساس تنهایی می کند.

  • There was a subtle power emanating from our camp.


    نیروی ظریفی از اردوگاه ما نشات می گرفت.

  • Whimperings, body movements, tail-wags, even little yelps are all heard to emanate from sleeping canines.


    ناله‌ها، حرکات بدن، تکان‌های دم، حتی فریادهای کوچک همگی شنیده می‌شوند که از نیش‌های خوابیده سرچشمه می‌گیرند.

  • There are eight long rays emanating from the head; but without a text uncertainty remains as to their precise identification.


    هشت پرتو بلند از سر ساطع می شود. اما بدون متن، عدم قطعیت در مورد شناسایی دقیق آنها باقی می ماند.

  • Steven always knew whether Jean was home from the smells emanating from the kitchen.


    استیون همیشه از بوهایی که از آشپزخانه می‌آمد می‌دانست ژان در خانه است یا خیر.

  • Typical among them was the difficulty the Stagirite encountered in his attempt to explain the light emanating from the stars.


    مشکلی که استاگیریت در تلاش برای توضیح نور ساطع شده از ستارگان با آن مواجه بود، در میان آنها معمول بود.

  • The energy emanating was such that it seemed as if the eyes of the nation were turned on the state.


    انرژي ساطع شده به حدي بود كه انگار چشم ملت به دولت دوخته شده بود.

example - مثال
  • He emanates power and confidence.


    او از قدرت و اعتماد به نفس بیرون می آورد.

  • Her face emanated sadness.


    از چهره اش غم بیرون می آمد.

  • Angry voices emanated from the next room.


    صداهای عصبانی از اتاق بغلی می آمد.

synonyms - مترادف
  • emit


    بیرون ریختن

  • discharge


    تخلیه


  • موضوع

  • radiate


    تابش می کند


  • رهایی

  • expel


    اخراج کردن

  • irradiate


    تابش کند

  • vent


    تهویه


  • قالب

  • exude


    تراوش کردن

  • exhale


    بازدم


  • شلیک

  • expire


    منقضی شود

  • ooze


    تکامل یابد


  • تخلیه کردن

  • disgorge


    گسترش


  • distilUK

  • distilUK


    distillUS

  • distillUS


    تولد


  • خروج

  • egress


    آغازکردن

  • initiate


    بالا آمدن


  • دادن


  • بیرون فرستادن


  • بیرون دادن


  • بیرون انداختن


  • فرستادن


  • ریختن


  • فوران کردن

  • spew


    فواره زدن اب

  • spout


antonyms - متضاد

  • جذب

  • conceal


    پنهان کردن، پوشاندن


  • نگه دارید


  • نگاه داشتن


  • گرفتن


  • کنار کشیدن


  • جمع آوری


  • جمع آوری کنید


  • دريافت كردن


  • پنهان شدن


  • کدر

  • dull


    خفه کردن

  • stifle


    رام کردن

  • subdue


    مهار کند

  • inhibit


    محدود کردن

  • curb


    فرو ریختن

  • quell


    سرکوب کردن

  • repress


    لغو

  • quash


    انکار


  • عقب نگه دارید


  • بطری کردن


  • ساکت باش


لغت پیشنهادی

infuriating

لغت پیشنهادی

bloodletting

لغت پیشنهادی

conductivity