providing

base info - اطلاعات اولیه

providing - فراهم آوردن

conjunction - پیوستگی

/prəˈvaɪdɪŋ/

UK :

/prəˈvaɪdɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [providing] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • We'll buy everything you produce providing of course the price is right.


    ما هر چیزی را که تولید می کنید می خریم، البته به شرطی که قیمت مناسب باشد.

  • Providing that you have the money in your account you can withdraw up to £300 a day.


    به شرطی که پول در حساب خود داشته باشید، می توانید روزانه تا 300 پوند برداشت کنید.

  • This booklet provides useful information about local services.


    این کتابچه اطلاعات مفیدی در مورد خدمات محلی ارائه می دهد.

  • All meals are provided at no additional cost.


    تمام وعده های غذایی بدون هزینه اضافی ارائه می شود.

  • The author provides no documentary references to support her assertions.


    نویسنده هیچ مرجع مستندی برای حمایت از ادعاهای خود ارائه نمی دهد.

  • We have concerns about whether the government will be able to provide viable social services for poorer families/provide poorer families with viable social services.


    ما نگرانی‌هایی در مورد اینکه آیا دولت می‌تواند خدمات اجتماعی مناسبی برای خانواده‌های فقیرتر ارائه دهد/خدمات اجتماعی مناسب برای خانواده‌های فقیرتر ارائه دهد، داریم.

  • Putting more police on patrol doesn't provide a real solution to the problem of increasing violence.


    گشت زنی بیشتر پلیس راه حل واقعی برای مشکل افزایش خشونت ارائه نمی دهد.

  • Section 17 provides that all decisions must be circulated in writing.


    بخش 17 مقرر می دارد که تمام تصمیمات باید به صورت کتبی منتشر شود.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • neglecting


    بی توجهی

  • shunning


    دوری جستن

  • depriving


    محروم کردن

  • abandoning


    رها کردن

  • condemning


    محکوم کردن

  • ignoring


    نادیده گرفتن

  • giving up


    تسلیم شدن

  • bankrupting


    ورشکستگی

  • depleting


    تهی شدن

  • diminishing


    کاهش می یابد

  • draining


    تخلیه

  • exhausting


    طاقت فرسا

  • impoverishing


    فقیر کردن

  • ruining


    خراب کردن

  • weakening


    تضعیف شدن

  • deserting


    متروک

  • disregarding


    فراموش کردن

  • forgetting


    اهمیت ندادن به

  • not caring for


    مشرف

  • overlooking


    رد کردن

  • rejecting


    طرد کردن

  • spurning


    بی علاقگی

  • disliking


    صدمه زدن

  • hurting


لغت پیشنهادی

cereals

لغت پیشنهادی

aiming

لغت پیشنهادی

weekends