renaissance

base info - اطلاعات اولیه

renaissance - رنسانس

noun - اسم

/ˈrenəsɑːns/

UK :

/rɪˈneɪsns/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [renaissance] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Renaissance art


    هنر رنسانس

  • The British film industry is currently enjoying something of a renaissance.


    صنعت فیلم بریتانیا در حال حاضر از چیزی شبیه به رنسانس لذت می برد.

  • to experience a renaissance


    برای تجربه یک رنسانس

  • Opera is enjoying a long-awaited renaissance.


    اپرا از یک رنسانس مورد انتظار لذت می برد.

  • Renaissance art/painting/architecture


    هنر/نقاشی/معماری رنسانس

  • a poetry renaissance


    یک رنسانس شعر

  • Around the beginning of the 21st century the area's wine industry underwent something of a renaissance.


    در حدود آغاز قرن بیست و یکم، صنعت شراب این منطقه چیزی شبیه به رنسانس را تجربه کرد.

synonyms - مترادف
  • revival


    احیای

  • rebirth


    تجدید حیات

  • renewal


    بازسازی

  • rejuvenation


    جوان سازی

  • resurrection


    رستاخیز

  • regeneration


    مرمت

  • resurgence


    احیاء

  • restoration


    بیداری مجدد

  • revitalization


    بیداری

  • rejuvenescence


    بهبود

  • renascence


    EnvigorationUK

  • reawakening


    تقویت ایالات متحده

  • awakening


    ظهور مجدد


  • شروع تازه

  • envigorationUK


    تولد جدید

  • invigorationUS


    زیبا اپوک

  • recrudescence


    عصر طلایی

  • reappearance


    شروع جدید

  • re-emergence


    زندگی بهتر

  • new dawn


    احیا


  • فعال سازی مجدد

  • belle epoque


    بازگشت





  • resuscitation


  • revivification


  • reanimation


  • reactivation


  • comeback


antonyms - متضاد

  • کاهش می یابد


  • تخریب


  • دوران تاریک، دوران سیاه

لغت پیشنهادی

example

لغت پیشنهادی

apart

لغت پیشنهادی

handling