bullet
bullet - گلوله
noun - اسم
UK :
US :
یک تکه فلز کوچک که از تفنگ شلیک می کنید
یک جسم کوچک و فلزی که با تفنگ شلیک می شود
آ نقطه گلوله
یک جسم کوچک و فلزی که از تفنگ شلیک می شود
زمانی که چاوز به زور بیرون رانده شد، بوش از یک گلوله طفره رفت.
سرب مانند گلوله برای جانشینی زندگی از مرکز آن.
گلوله دیگری از فک لیو عبور کرد.
کارفور متزلزل شد، چون گلوله درست زیر جناغ او را گرفت، دو برابر شد.
سه گلوله پر شده بود.
به پرنده شلیک کنید تا بیدار شود و به گلوله های مستقیم بروید.
مشخص شد که او یک گلوله در قفسه سینه خود دارد.
سوراخ گلوله در در بود.
او بر اثر اصابت گلوله به سرش کشته شد.
یک سرباز گلوله واقعی را به سمت جمعیت شلیک کرد.
آینه با گلوله تفنگ شکسته شده بود.
گلوله یک قاتل مارتین لوتر کینگ جونیور را کشت.
I wasn’t happy with the way my career was going so I decided to bite the bullet and look for another job.
من از مسیر حرفه ای ام راضی نبودم، بنابراین تصمیم گرفتم گلوله را گاز بگیرم و به دنبال شغل دیگری باشم.
تگزاس جنوبی از یک گلوله بدون اصابت مستقیم طوفان امیلی فرار کرد.
آنها برای انجام ماموریت خود از گلوله و شلیک تک تیرانداز طفره رفتند.
گلوله ای سرگردان از کنار گوشش سوت زد.
از پشت گلوله خورد.
او با یک گلوله به سرش کشته شد.
من برای جک گلوله می گرفتم.
گلوله ای از همان تفنگی است که ایتالیایی را کشت.
او با گلوله تک تیرانداز از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت.
جراحان در تلاش هستند تا گلولهای را که در نزدیکی ستون فقرات او گیر کرده است بردارند.
جسد پر از گلوله بود.
گلوله کمتر از یک اینچ از قلبش رد شد.
گلوله ها از روی سنگ ها پریدند.
سفارت با گلوله پاشیده شد.
گلوله دوم به پشت او اصابت کرد.
بر اثر تگرگ گلوله جان باختند.
یک گلوله به مغزش زده بودند.
گلوله ای به پای پسرک اصابت کرده بود.
slug
حلزون حرکت کردن
pellet
گلوله
توپ
رهبری
projectile
پرتابه
شلیک کرد
ammo
مهمات
ammunition
پیچ
bolt
باک شات
buckshot
کلاه لبه دار
کارتریج
cartridge
دوز
dose
شلیک گلوله
gunshot
موشک
گلوله ها
pellets
گرد
پوسته
پوسته ها
shells
گلوله توپ
cannonball
موشک کوچک
rocket
خط سیر
بمب
trajectile
شارژ
دارت
ملات
dart
فلش
mortar
کلاهک
arrow
قوطی
warhead
اژدر
canister
torpedo
backfire
نتیجه معکوس