siren
siren - آژیر
noun - اسم
UK :
US :
قطعه ای از تجهیزات که صداهای هشدار بسیار بلندی را تولید می کند، که در ماشین های پلیس، ماشین های آتش نشانی و غیره استفاده می شود
زنی که بسیار جذاب اما برای مردان خطرناک است - به ویژه در روزنامه ها استفاده می شود
وسیله ای برای ایجاد صدای هشدار بلند
(in ancient Greek literature) one of the creatures who were half woman and half bird whose beautiful singing encouraged sailors to sail into dangerous waters where they died
(در ادبیات یونان باستان) یکی از موجوداتی که نیمی از آن زن و نیمی پرنده بود که آواز زیبای آن ملوانان را تشویق میکرد تا در آبهای خطرناک کشتی بگیرند و در آنجا جان باختند.
زنی که بسیار جذاب و در عین حال خطرناک در نظر گرفته می شود
دستگاهی که صدای هشدار بلندی ایجاد می کند
(in ancient Greek literature) a creature who was half woman and half bird whose singing brought ships into dangerous waters
(در ادبیات یونان باستان) موجودی که نیمی زن و نیمی پرنده بود که آواز خواندن او کشتی ها را به آب های خطرناک می برد.
از دور صدای آژیر ناله ای بلند شد.
صداها، موسیقی، آژیرها، بوقها بلندتر، تندتر، عصبانیتر بودند.
شرط میبندید نمیدانستید، برای مثال، یک آژیر هستهای اینجا در روستا وجود دارد؟
با پهپاد آژیر و هلیکوپتر بالای سرم خوابم می برد.
با صدای آژیر حمله هوایی زوزه می کشم.
در ساعت شش، آژیر را در راه خانه برای شام به صدا در میآورد و معمولاً چند دقیقه سریع است.
این آژیر پشت سرم میرود، بلندتر و بلندتر میشود، و من میچرخم تا نگاهی بیندازم.
With sirens blaring and amber lights flashing, the squad cars slewed to a halt at the rear of a war-torn Cadillac.
با به صدا در آمدن آژیرها و چشمک زدن چراغهای کهربایی، ماشینهای جوخه در عقب یک کادیلاک جنگزده متوقف شدند.
an air-raid siren
یک آژیر حمله هوایی
یک ماشین پلیس با زاری آژیر از کنارش گذشت.
دولت باید در برابر صداهای آژیر که خواستار کاهش مالیات هستند مقاومت کند.
با صدای نزدیک شدن آژیر ماشین ها متوقف شده بودند.
کشتی ها همه آژیر خود را به صدا درآوردند.
صدای آژیر آمبولانس ها و ماشین های پلیس
police sirens
آژیر پلیس
وقتی آژیر حمله هوایی خاموش شد، مردم به سمت پناهگاه هایشان دویدند.
ناله وحشتناک آژیرها حکایت از فاجعه داشت.
علامت
horn
شیپور
hooter
هوتر
زنگ
alarm
زنگ خطر. هشدار
هشدار
klaxon
کلاکسون
tocsin
توکسین
alert
سوت زدن
whistle
زنگ هشدار
alarm bell
سیگنال خطر
سیگنال پریشانی
گونگ
distress signal
زنگ خطر آتش
buzzer
امضا کردن
gong
هشدار دود
fire alarm
بلیپر
غذاخوری
smoke alarm
هشدار اضطراری
bleeper
سنسور حرارت
dinger
زنگ آتش
emergency alarm
تشخیص دهنده دود
heat sensor
مه آلود
میدی
smoke detector
آلارم
foghorn
پرچم قرمز
Mayday
علامت بالا
alarum
سنسور
sensor
ingenue
تلقین
prude
مغرور
