adversary
adversary - حریف
noun - اسم
UK :
US :
کشور یا شخصی که در حال مبارزه یا رقابت با آن هستید
an enemy
دشمن
مانند جنگجوی آموزش دیده ای که بودم، می دانستم که با دشمن رو در رو مخالفت نکنم.
By 2015, two populations, composed of very different ethnic groups, faced each other as adversaries across a great divide.
تا سال 2015، دو جمعیت، متشکل از گروههای قومی بسیار متفاوت، بهعنوان متخاصم در یک شکاف بزرگ با یکدیگر روبرو شدند.
فرآیند دشمن دوقطبی اغلب شامل توجه کمی به این منافع گسترده تر است.
مذاکرات صلح ثابت کرد که حتی دشمنان بزرگ نیز قادر به همکاری هستند.
سایمز گلوی حریفش را گرفت و او را روی زمین کشتی گرفت.
ناپیوستگی های قابل توجه در جاهای دیگر از تز سیاست رقیب حمایت می کند.
کیجانو می خواست در برابر دشمنان سیاسی خود موفقیت را تضمین کند.
اما این موضوع در مورد دشمنان احتمالی ما صادق نیست.
دشمنان خداوند تکه تکه خواهند شد. او در آسمان بر ضد آنها رعد و برق خواهد زد.
تز سیاست خصمانه که توسط اصلاح طلبان ایجاد شد نیز به اشکال مختلف مورد چالش قرار گرفته است.
Yet there is that nearly irresistible need for lawyers to smear their adversary, even a grieving widow.
با این حال، نیاز تقریباً غیرقابل مقاومتی برای وکلا وجود دارد که حریف خود را، حتی یک بیوه غمگین را لکه دار کنند.
رقیب سیاسی قدیمی او
انگلیسی ها او را دشمنی شایسته می دانستند.
این دو نفر دشمن قدیمی بودند.
او او را به عنوان دشمن اصلی خود در شرکت می دید.
حریف
rival
رقیب
opposer
مخالف
رزمنده
challenger
مدعی
combatant
دشمنی
contender
مخالفت
nemesis
رقابت
شرکت کننده
همبستگی
contestant
شرکت کننده همکار
corrival
همخوانی داشتن
fellow contestant
عدد مقابل
طرف دیگر
آنتاگونیست
دشمن
antagonist
مناقشه کننده
foe
ویر
مهاجم
disputant
ناراضی
vier
مقاومت کن
assailant
ضد عامل
oppugnant
ضد
dissentient
اپوزیسیون
resister
بازیکن
counteragent
خصومت آمیز
anti
مشتاق
oppositionist
hostile
aspirant
دوست
متحد
حامی
amigo
همدستان
accomplice
وابسته
خرچنگ
cobber
همکار
collaborator
کنفدراسیون
یاور
confederate
شریک
co-worker
دستیار
helper
پشتیبان
مرد اصلی
لوازم جانبی
backer
همراه و همدم
helpmate
مشاور
گروه
accessory
رفیق
companion
بهتر
کمک کننده
cohort
پیرو
comrade
کمک
abetter
هموطن
abettor
متذکر
henchman
mate
compatriot
cooperator
conniver
workmate