anguish
anguish - غم و اندوه
noun - اسم
UK :
US :
رنج روحی یا جسمی ناشی از درد یا نگرانی شدید
ناراحتی شدید ناشی از رنج جسمی یا روحی
درد یا رنج شدید
او مدتی نشسته بود و ناراحتی را بررسی می کرد که او را به گریه انداخت.
این باعث تحقیر و ناراحتی خانواده پس از اجبار به مهاجرت شد.
برخی در اندوه و برخی دیگر در امید نوشته شده اند.
باید دید که آیا فریادهای غم انگیز سال 1991 به تنهایی موجه است یا خیر.
بارها و بارها و بارها، صداهای ترسناک بی کلام اضطراب ادامه یافت.
Only the extraordinary personal anguish expressed by the judges themselves reminds us of the human horror at the centre of it all.
فقط ناراحتی شخصی خارقالعادهای که خود داوران بیان میکنند، ما را به یاد وحشت انسانی در مرکز همه چیز میاندازد.
البته در قرون گذشته هیچ شبکه خبری جهانی وجود نداشت که درد و رنج قربانیان را به تصویر بکشد.
اندوه ناشی از ندانستن حقیقت تقریبا غیر قابل تحمل بود.
از شدت ناراحتی ناله کرد.
اشک غم چشمانش را پر کرد.
او از تماشای زندان رفتن پسرش رنج می برد.
دهانش از غم خشک شده بود.
او در غم و اندوه خود به پدرش کمک گرفت.
از دست دادن یک حیوان خانگی می تواند باعث ناراحتی واقعی برخی افراد شود.
رنجش از مرگ همسرش
ناراحتی او از نتیجه دادگاه بسیار واضح بود.
در غم و اندوهش فراموش کرد پیامی بگذارد.
ما به نوعی با درد و رنج بیماری جدی مقابله می کنیم.
distress
پریشانی
misery
بدبختی
درد
agony
عذاب
torment
وای
woe
غم و اندوه
sorrow
رنج کشیدن
grief
شکنجه
suffering
مصیبت
torture
ناامیدی
affliction
ناراحتی
despair
ناخوشی
unhappiness
درد دل
wretchedness
اضطراب
heartache
ویرانی
دل شکستن
tribulation
کسالت
desolation
صدمه
heartbreak
دلبر
dolefulness
درد و رنج
دلتنگی
angst
تنگه ها
dolor
تاسف
travail
دندانه دار کردن
dolour
excruciation
straits
rue
sorriness
rack
pang
happiness
شادی
blessedness
برکت
bliss
سعادت
blissfulness
تشویق کردن
cheer
نشاط
cheerfulness
قناعت
cheeriness
لذت بسیار
contentment
خلسه
delight
سرخوشی
ecstasy
تحقیر
elatedness
رضایت
elation
شور و نشاط
euphoria
لذت
exhilaration
لذت بردن
exuberance
شیفتگی
exultation
راحتی
felicity
محتوا
gladness
سلامتی
gladsomeness
glee
gleefulness
joyfulness
joyousness
jubilation
rapture
rapturousness
