ballast
ballast - بالاست
noun - اسم
UK :
US :
مواد سنگینی که توسط کشتی حمل می شود تا در آب پایدارتر شود
موادی مانند ماسه که در بادکنک حمل می شود تا بتوان آن را به بیرون پرتاب کرد تا بالا بیاید
لایه ای از سنگ های شکسته که جاده یا خط راه آهن روی آن ساخته شده است
heavy matter such as sand stone or water that is used at the bottom of a ship or a hot-air balloon to make it heavier, or the small stones on which railways and roads are made
مواد سنگین مانند ماسه، سنگ یا آبی که در کف کشتی یا بالون هوای گرم برای سنگینتر کردن آن استفاده میشود، یا سنگهای کوچکی که راهآهن و جادهها روی آنها ساخته میشود.
something that helps someone or something to succeed especially by keeping them or it under control or making them or it more serious
چیزی که به شخص یا چیزی کمک می کند تا به موفقیت برسد، به ویژه با تحت کنترل نگه داشتن آنها یا جدی تر کردن آنها
من نه لامپ فلورسنت لامپ، بالاست و سیم خریدم.
واکنش ها و رانش هر عرشه بر روی یاتاقان های الاستومری و توسط دیواره های بالاست گرفته می شود.
سیل به دنبال یک لیست 10-15 درجه ای به بندر، به دلیل ریختن آب به مخازن بالاست رو به جلو بود.
They got the ballast out and loaded it into skips and the loco brought it along the line to the plant.
آنها بالاست را بیرون آوردند و آن را در پرش ها بارگذاری کردند و لوکو آن را در طول خط به کارخانه آورد.
Many nights my bunk was blanketed by blueprints as I worked my way through the schematics of the variable ballast system.
بسیاری از شبها تخت خواب من با طرحهای نقشهای پوشانده میشد، زیرا من در طرحهای شماتیک سیستم بالاست متغیر کار میکردم.
با این حال، وقتی از خودش صحبت میکرد، نگاهش اغلب سرگردان بود، انگار در جستجوی بالاست بصری بود.
با وزنه های بالاست در هر نوک تیغه، سیستم روتور چرخشی دارای اینرسی فوق العاده بود.
علف هرز ممکن است به طور تصادفی در خاکی که به عنوان بالاست کشتی استفاده می شود وارد شده باشد.
کشتی ای که با یک انبار خالی حرکت می کند، مخازن بالاست خود را در بندر منبع خود پر کرده است.
او به یاران جوخه اش در اطرافش نیاز داشت. بالاست او بودند.
این تیم به دلیل کمبود بالاست که بازیکنان ارشد فراهم می کنند با مشکل مواجه است.
تعادل
counterbalance
وزنه تعادل
counterweight
کیسه شن
equilibrium
ثبات
sandbag
stabiliserUK
تثبیت کننده ایالات متحده
stabiliserUK
وزن
stabilizerUS
بند شلوار
براکت
brace
فله
bracket
وزن ساختن
bulk
حمایت کردن
makeweight
مخالفت
پیشخوان
counterpoise
انحراف
اعتدال
offset
نیروی متقابل
equipoise
مقابله با
counterforce
اصلاحی
counteraction
خنثی کننده
corrective
لغو کننده
neutralizer
پاداش
canceler
ضد چک
canceller
جبران خسارت
recompense
اکولایزرUK
countercheck
اکولایزر آمریکا
compensation
equaliserUK
equalizerUS
instability
بی ثباتی