befall
befall - رخ می دهد
verb - فعل
UK :
US :
اگر چیزی ناخوشایند یا خطرناک برای شما اتفاق بیفتد، برای شما اتفاق می افتد
اگر اتفاق بد یا خطرناکی برای شما بیفتد، برای شما اتفاق می افتد
(از اتفاق بد) برای شخص یا مکان اتفاق افتادن
For his own good she frequently reminded him of the horrors and deprivations that would befall him there.
به نفع خود او مکرراً وحشت و محرومیت هایی را که در آنجا برایش پیش می آمد یادآوری می کرد.
سیمپسون در پرداختن به پروندهاش میگوید که فورمن پیوندی مهم برای بدبختی است که بر او وارد شده است.
Despite the economic disaster that had befallen his country in the decade he had held power he was confident of victory.
علیرغم فاجعه اقتصادی که در دهه ای که قدرت را در دست داشت بر سر کشورش آمده بود، او از پیروزی مطمئن بود.
من این جوک را به اشتراک گذاشتم و فکر کردم که چه سرنوشتی ممکن است بعداً صبح برای من رقم بخورد.
Ishmael, worried for fear some evil has befallen Queequeg, rushes to the landlady and asks for a key.
اسماعیل از ترس اینکه بلایی سر کیکیگ آمده باشد، به سوی صاحبخانه میآید و کلید میخواهد.
اینک بدبختی دیگری بر سر مهاجمان آمد.
بحران مشابهی ممکن است گریبانگیر بانک های کشور شود.
The changes that befall us along the way are just the various experiences that we encounter on our journey.
تغییراتی که در این مسیر برای ما رخ می دهد، فقط تجربیات مختلفی است که در سفر با آنها مواجه می شویم.
از سرنوشتی که قرار بود برایشان بیفتد بی خبر بودند.
اگر در سفرم به من آسیبی برسد، می توانید این نامه را باز کنید.
بلایای طبیعی زیادی برای آن منطقه رخ داده است.
ضربه
اصابت
overtake
سبقت گرفتن
بازدید کنید
betide
قبل از
اتفاق بیفتد
بیا
سقوط بر
از کسی بازدید شود
افتادن
تبدیل شدن از
سرنوشت باشد
بسیاری از
به وقوع پیوستن
آمدن از
engulf
غرق کردن
overwhelm
چیره شدن
overpower
غلبه بر
گرفتن
تعجب
تعمیرات اساسی
overhaul
هول کردن
whelm
مصرف کردن
پوشاندن
envelop
باتلاق
swamp
رسیدن
پیشی گرفتن
outdo
حمله کردن
assail
جارو کردن
رسیدن به
اقامت کردن
متوقف کردن
precede
مقدم بودن
علت
پنهان شدن
شروع کنید
شروع
معرفی کنید
antecede
قبل از
رهبری
usher
طلیعه
disregard
بی توجهی
repress
سرکوب کردن
halt
مکث
cease
دست کشیدن
forerun
forerun
neglect
برو قبل
اول بیا
هموار کردن راه
برو جلوتر