bleach
bleach - سفید کننده
verb - فعل
UK :
US :
یک ماده شیمیایی که برای رنگ پریدگی یا سفید کردن چیزها یا کشتن میکروب ها استفاده می شود
برای ساختن چیزی رنگ پریده یا سفید، به ویژه با استفاده از مواد شیمیایی یا خورشید
یک ماده شیمیایی قوی که برای تمیز کردن اشیا یا از بین بردن رنگ از چیزها استفاده می شود
to remove the colour from something or make it lighter, with the use of chemicals or by the effect of light from the sun; to become lighter in this way
پاک کردن رنگ از چیزی یا روشن کردن آن با استفاده از مواد شیمیایی یا با تأثیر نور خورشید. به این ترتیب سبک تر شوند
مایع یا پودری که برای تمیز کردن یا ساختن چیزی سفیدتر یا روشن تر استفاده می شود
زمان مجاز 00:13 خواندن در استودیو نود نفر شغل خود را در یک کارخانه سفید کننده از دست می دهند.
سنگ ها، گیاهان پلاستیکی و غیره را در یک سطل آب گرم با یک فنجان سفید کننده خانگی تمیز کنید.
به عنوان مثال، نمی تواند در آب بسیار داغ، در سفید کننده یا مواد شوینده زنده بماند.
در واقع او با چند لیوان سفید کننده به آرامی پیاده می شد.
پارچه را در مخلوطی از سفید کننده و آب خیس کنید تا لکه ها از بین بروند.
در واقع، هنری با خودش بحث کرد، پانچ معمولاً مزه سفید کننده می داد.
سفید کننده ریختم تو حمام
از سفید کننده روی پوست استفاده نکنید.
سفید شدن استخوان های حیوانات زیر نور خورشید
موهایش از آفتاب سفید شده بود.
bleached cotton/paper
پنبه/کاغذ سفید شده
کاغذ با کلر سفید می شود.
موهایش را بلوند دکلره کرد.
گری موهایش را دکلره کرده بود.
چیزی در آنجا نبود جز انبوهی از استخوان های سفید شده از آفتاب.
استخوانهای گاو در آفتاب در کنار مسیر سفید میشدند.
موهایش در اثر آفتاب سفید شده بود.
blanch
سفید کردن
whiten
محو شدن
سبک کردن
lighten
رنگ زدایی
decolorize
مخلوط کردن
blench
شهود کردن
etiolate
پراکسید
peroxide
کدر
dull
رنگ پریده
برف
شستن
رنگ آمیزی
decolour
رنگ پریده شدن
رنگ آمیزی کردن
achromatize
کم رنگ کردن
decolor
سفید شدن
make pallid
خاکستری ایالات متحده
greyUK
آنها
turn pallid
رنگش را از دست بدهد
از هوش رفتن
grayUS
رنگ پریده تر کردن
greyUK
سفیدتر کنید
wan
حذف رنگ از
faint
make paler
make whiter
darken
تاریک کردن
deepen
عمیق تر کردن
embrown
گلدوزی کردن
blacken
سیاه شدن
رنگ زرد
colorUS
رنگ آمریکا
brighten
روشن کردن
colourUK
colorUK
تقویت
redden
قرمز شدن
fortify
مستحکم کردن
افزایش دهد
stain
لکه دار کردن
animate
جان دادن
invigorateUS
نیروبخش ایالات متحده
sharpen
تیز کردن
بهبود می یابند
flourish
شکوفا شدن
رسیدن
بهتر کردن
کثیف
envigorateUK
EnvigorateUK
beef up
گوساله کردن
