bristle
bristle - برس
noun - اسم
UK :
US :
یک موی سفت کوتاه که به نظر خشن است
موهای سفت کوتاه، سیم و غیره که بخشی از یک برس را تشکیل می دهد
به گونه ای رفتار کنید که نشان دهد شما بسیار عصبانی یا عصبانی هستید
اگر موی حیوانی خیس شود، به دلیل ترس یا عصبانیت حیوان، سفت میایستد
موهای کوتاه و سفت، معمولاً یکی از چندین مو
موهای یک برس موهای سفت یا قطعات پلاستیکی هستند که به آن متصل می شوند
(از مو) برخاستن
با عصبانیت واکنش نشان دهد
یک موی کوتاه و سفت
(از موها) برخاستن از ترس یا غضب یا (از مردم) برای نشان دادن خشم
هر قله یک سلول را به صورت موضعی وادار می کند تا تقسیم شود و یک موی تشکیل دهد.
وقتی زندگی را به عنوان یک کل در نظر می گیریم، هوش فقط یک موی بر روی گراز است.
از یک برس موی نرم برای از بین بردن لکه ها و در صورت امکان از یک سمپاش برای شستن همه آن استفاده کنید.
پیت با موهای سیخ شده مانند موهای برس شلیک کرد.
دستی اسکلتی روی موهایش کشید.
ویکتوریا: موها خیلی کوچک هستند.
Soft haired brushes are mostly used for watercolour or tempera painting with bristle mainly for oils.
برسهای موی نرم بیشتر برای نقاشی آبرنگ یا تمپر استفاده میشوند و موها عمدتاً برای رنگ روغن استفاده میشوند.
موهای چانه اش
پیرزن چند موی خاکستری از چانه اش بیرون زده بود.
بهترین کیفیت برس های اصلاح مردانه از موی گورکن ساخته شده است.
مسواک من دارای موهای پلاستیکی آبی و سفید است.
خز گربه پرز داشت و پشتش قوس داشت.
او به این پیشنهاد که به هر طریقی از کودک غافل شده است، موهایش را بلند کرد.
برس قدیمی بیشتر موهای خود را از دست داده بود.
The cat’s fur bristled.
خز گربه پرز دارد.
او در برابر بی عدالتی سر می زند.
a bristly chin
یک چانه موی